سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
حقانیت شیعه
حقانیت شیعه
قالب وبلاگ
   1   2   3      >

چندین بهایی‌ با کرامت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) مسلمان شدند


 


بهمن‌ماه سال شصت بود که آقای "سید‌هرندی" که از طلاب و بزرگ‌زادگان اصفهانی هستند، از قول پدر بزرگوارش ـ ابوی ایشان جناب حاج سید‌رضا هرندی، از علمای بزرگ و خطبای جلیل اصفهان بودند ـ نقل کرد که پدرم می‌گفت:

«من در ایام جوانی که هنوز در حجره مدرسه به‌سر می‌بردم، به دعوت جمعی، قرار شد که در محله‌ای منبر بروم. البته به من گفتند: در همسایگی منزلی که قرار است منبر بروم، چند خانواده بهایی سکونت دارند و باید فکر آنها را هم بکنی...

با همه آن سفارشات و خیرخواهی‌های مردم، چون جوان بودم، با شور و خلوص عجیبی این امر را تقبل کردم. بعد از ده شب که پایان جلسات بود، مجلس مهمانی‌ای تشکیل شد و پس از صرف شام عازم مدرسه شدم.

ناگفته نماند که در این ده شب درباره پوچ بودن بساط‌های بهایی‌گری داد سخن داده و بطلان اساس این فرقه را آشکار و برملا ساخته بودم.

در راه مدرسه داشتم به مدرسه می‌آمدم که ناگهان چند نفر را مشاهده کردم که پیدا بود قصد مرا دارند؛ نزدیک شدند و از من، تشکر و قدردانی و تجلیل کردند؛ یکی‌شان دست مرا می‌بوسید، دیگری به عبای من تبرک می‌جست و...

حفشان این بود که آقا، حقاً شما چشم ما را روشن کردید...

بعد پرسیدند که قصد کجا را دارید؟


گفتم می‌خواهم به مدرسه بروم. آنها گفتند خواهش می‌کنیم امشب را به مدرسه نروید و به منزل ما بیایید.

مقداری از راه را که آمدیم به درِ بزرگ و محکمی رسیدیم. در را باز کردند؛ من هم وارد خانه شدم. در را از پشت، از پایین، از وسط و بالا، بستند. وارد اتاق که شدیم، ناگهان چندین نفر دیگر را هم دیدم که همه ناراحت و خشمگین نشسته‌اند؛ آنها هیچ توجهی به آمدن من نشان ندادند؛ حتی جواب سلام مرا هم ندادند!

من پیش خودم فکر کردم که شاید اینها بین خودشان اتفاقی پیش آمده که سبب ناراحتی‌شان شده است. بعد که نشستم، یکی از آنها به تندی خطاب به من کرد که:

سید! اینها چه حرف‌هایی است که بالای منبر می‌گویی؟ ـ عتاب‌و‌خطابشان کمی هم همراه با تهدید بود ـ! رو کردم به یک نفر دیگرشان که این آقا چرا این‌گونه حرف می‌زند؟! همگی گفتند: بلی؛ درست می‌گوید؛ چاقو و دشنه‌هایشان آماده شد و گفتند: که امشب، شب آخر تو است و ترا خواهیم کشت.

من گفتم: خوب چه عجله ای دارید؟! شب، طولانی است و من یک نفر هم در دست شما آدم‌های مسلح؛ کشتن من که کاری ندارد؛ ولی توجه کنید که سخنی بگویم.

پس از تأمل و مشورت و بگوومگو میان خودشان، بالاخره به ما مهلت دادند که من حرفی را بگویم. من هم گفتم:

من پدر و مادر پیری در هرند (قریه ایشان) دارم که مرا با زحمت به شهر فرستاده‌اند تا درس بخوانم و به مقامی برسم و کاری بکنم. اکنون خبر مرگ من برای آنها خیلی گران است. شما به خاطر آنها دست از کشتن من بردارید.

جواب ایشان تندی و تلخی بود و این‌که این چه حرف‌هایی است که سید می‌گوید؟! سریعا بلند شوید و راحتش کنید!

من دوباره گفتم: شب بلند است؛ چه عجله‌ای دارید؟! بنشینید که حرف‌های دیگری هم دارم.

گفتند: حرف آخرت باشد؛ بگو.


گفتم: شما با این کار امام‌زاده واجب‌التعظیمی را برای مردم درست می‌کنید! مردم هم بر مرقد من مزار و بارگاه خواهند ساخت و سال‌های سال به زیارت من خواهند آمد و برای من طلب رحمت و ادای احترام و برای قاتلان من ـ که شمایید ـ، نفرین و لعن خواهند کرد. پس بیایید برای خاطر خودتان از این بدنامی، از این کار منصرف شوید.

اما همچنان سر و صدای "بکشیدش، و خلاصش کنید و اینها چه حرف‌هایی است که می‌زنی؟" از آنها بلند شد.

من دوباره گفتم: حالا که شما عزم‌تان را برای کشتن من جزم کرده‌اید، مشکلی نیست، من قبول می‌کنم. اما معمولا رسم ما شیعیان بر این است که دم مرگ وضویی بسازیم و توبه‌ای کنیم و نمازی به‌جا‌آوریم. به اصرار این پیشنهاد را قبول کردند و برای این‌که احتمال می‌دادند شاید من مسأله وضو را بهانه کرده‌ام، برای این‌که در حیاط فریاد کنم و به همسایه‌ها خبر دهم، مرا در حلقه‌ای از "دشنه‌و‌خنجر‌به‌دستان"، برای وضو‌گرفتن به حیاط آوردند.

من هم بعد از وضو، نماز را شروع کردم و قصد کردم که در سجده آخر هفت مرتبه بگویم: «المستغاث بک یا صاحب الزمان»

با حضور قلب مشغول نماز شدم. در اثنای نماز بود که درِ خانه را زدند؛ اینها مردد بودند که در را باز کنند یا نه؟ ناگهان در باز و سواری وارد خانه شد، آمد پهلوی من و منتظر ماند که من نمازم را تمام کنم. پس از اتمام نماز، دست مرا گرفت به قصد بیرون بردن از خانه، راه افتادیم.


این بیست نفری که لحظه‌ای پیش، همه دست به دشنه بودند تا مرا بکشند، گویی همه مجسمه‌هایی بودند که بر دیوار نصبند! دم برنیاوردند؛ ما از خانه بیرون رفتیم؛ شب، گذشته و درِ مدرسه بسته بود؛ به نزدیک درِ مدرسه که رسیدیم، ناگهان باز شد و ما داخل مدرسه شدیم. من به آن اقای بزرگوار عرض کردم که: بفرمایید حجره کوچک ما تا خدمتی کنیم. در جواب فرمودند: من باید بروم یا شاید هم فرمودند که: مثل شما باز هم هست و من باید به دادشان برسم ـ تردید از راوی (فرزندِ سیدِ‌هرندی) است ـ. من نیز از ایشان جدا و وارد حجره شدم.

دنبال کبریتی بودم تا چراغ را روشن کنم؛ ناگهان به‌خود آمدم که: این چه داستانی است؟ من کجا بودم؟ چه شد؟ چگونه آمدم، اکنون کجایم؟ به‌دنبال آن بزرگوار روان شدم، ولی اثری از او نیافتم.

صبح، خادم با طلبه‌ها دعوا داشت که: چرا درِ مدرسه را باز گذاشته‌اند و اصلاً چرا بعد از گذشتنِ وقت آمده‌اند؟!

طلاب، همه اظهار بی‌اطلاعی می‌کردند. بعد، آمدند سراغ من که چه کسی برای شما در را باز کرد؟ من گفتم: ما که آمدیم، در باز بود؛ در واقع جریان را کتمان کردم.

پس از مدتی، همان بیست نفر آمدند و سراغ مرا گرفتند، وارد حجره شدند و گفتند: شما را قسم می‌دهیم به جان آن‌که دیشب شما را از مرگ و ما را از گم‌راهی و ضلالت نجات داد، راز ما را فاش نکن؛ پس از آن، همگی شهادتین گفتند و اسلام آوردند.

من همچنان این راز را در دل داشتم و آن را برای احدی بازگو نکرده بودم تا مدت‌زمان طولانی‌ای که از آن جریان گذشته بود، اشخاصی از تهران به خانه من آمدند و گفتند: جریان آن شب را بازگو کنید. معلوم شد که آن بیست نفر به دوستان‌شان جریان را گفته بودند و آنها هم مسلمان شده بودند.

پس از آن وعاظ اصفهان، مرتب جریان را روی منابر می‌گفتند و مردم را متوجه وجود با‌برکت و نورانی حضرت ولی عصر ـ علیه السلام ـ می‌کردند.»



برچسب‌ها: امام زمان, کرامت, توبه, بهایی ها, سید هرندی


[ پنج شنبه 29/2/91 ] [ 1:42 عصر ] [ سیدمرتضی ناصری کرهرودی از اراک معلم باز نشسته ] [ نظر ]

 نکته درباره امام عصر(علیه السلام)که هر شیعه باید بداند.





حضرت مهدی (عج) دستوراتی را که خداوند به حضرت رسول داده است را جامه عمل خواهد پوشاند.


دانش و اطلاعات مربوط به آخرالزمان را خداوند از طریق حضرت جبرئیل به رسول گرامی اسلام داده است. و رسول اکرم نیز این دانش را که از طریق الهامات برای وی منکشف گردیده است، از طریق احادیث با دیگر مسلمانان در میان گذاشته است. حضرت مهدی (عج) بصورت کامل از این دستورات الهی ، که پیشتر بر پیامبر اکرم نازل شده است، اطاعت خواهد کرد. حضرت مهدی (عج) به عنوان کسی که در عشق و ترس از خدا به سر می برد، به تلاش بی وقفه خود در راستای اجرای دستورات الهی ادامه خواهد داد. او با گسترش عشق، علم، هنر، اخلاق حسنه، صلح،و خردورزی، اخلاق و سیرت اسلامی را در تمام جهان مستقر خواهد کرد.


دستوراتی که از طریق الهام بر قلب مبارک حضرت رسول نازل شده و اجرای آنها بر حضرت مهدی(عج) واجب می باشد، از این قرار است:


1- حضرت مهدی (عج) خونی نخواهد ریخت.


مردم پیرامون حضرت مهدی (عج) جمع خواهند شد، همانگونه که زنبوران به دور ملکه خویش حلقه می زنند. او زمین را که مملو از ظلم شده است با عدل پر خواهد کرد. عدالت او به شکلی خواهد بود که هیچ خوابیده ای از خواب نخواهد پرید و قطره ای خون به زمین نخواهید ریخت. و زمین به دوران وفور نعمت باز خواهد گشت. ( ابن حجر الهیثمی، القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر – چاپ قاهره – ص 29 )


حضرت مهدی (راه حضرت رسول را ادامه خواهد داد)، هیچ خوابیده ای را از خواب بیدار نخواهد کرد و هیچ خونی نخواهید ریخت. ( البرزنجی ، العشاء لعشرة الصئاح – ص 163 )


در زمان [حضرت مهدی (عج) ] هیچ خوابیده ای از خواب نخواهید پرید، و خونی نخواهید ریخت. ( ابن حجر الهیثمی، القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر – چاپ قاهره – ص 44 )


کسانی که از او [حضرت مهدی(عج) ] اطاعت می کنند، و تابع او هستند با او در بین رکن و مقام ( در مسجدالحرام) بیعت خواهند کرد. آنها کسی را از خواب بیدار نخواهند کرد، و هرگز خونی نخواهند ریخت. ( ابن حجر الهیثمی، القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر – چاپ قاهره – ص 24 )


2 – حضرت مهدی (عج) از طریق اقدامات علمی، اخلاقیات اسلامی را در تمام جهان نهادینه خواهد کرد.


حضرت مهدی (عج) بقدری مهربان و دلسوز است که هیچ خوابیده ای را از خواب بیدار نخواهد کرد و هیچ خونی نخواهید ریخت.(ابن حجر الهیثمی، القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر – چاپ قاهره – ص 42 )


حضرت مهدی (عج) در صلح قدم خواهد زد. ( البرزنجی ، العشاء لعشرة الصئاح – ص 173)


او [حضرت مهدی (عج)] راه پیامبر گرامی اسلام را ادامه خواهد داد. او هیچ خوابیده ای را از خواب بیدار نخواهد کرد و هیچ خونی نخواهید ریخت. ( البرزنجی ، العشاء لعشرة الصئاح – ص 163)


3 – حضرت مهدی (عج) وظایف خود را در قسطنطنیه ( استانبول ) نیز به انجام خواهد رساند.


روایت شده است از ابن عمر ، که می گوید:پیامبر خدا (ص) گفته است که شش چیز در جامعه آخر الزمانی رخ خواهد داد : … ششمین مورد چیره شدن بر شهر است. پرسیدم که : ای رسول خدا ، منظور شما از شهر ، کدام شهر است؟ و او پاسخ داد : قسطنطنیه [استانبول] .


[ پیروزی حضرت مهدی (عج) بر استانبول از نوع برتری معنوی خواهد بود.] ( البرزنجی ، العشاء لعشرة الصئاح – ص 204 . – احمد دیا الدین الکموشخناوی، رموز الحادیث – ج 1 – ص 296 )


حضرت مهدی (عج) بر قسطنطنیه و ارتفاعات دیلم توفق و برتری [معنوی] خواهد یافت. (ابن حجر الهیثمی، القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر – چاپ قاهره – ص 27)


حضرت مهدی (عج) در استانبول نیز ظهور خواهد کرد و میراث مقدس پیامبر را نیز با خود خواهد داشت.


او بعنوان نشانه ، پیراهن، شمشیر ، و آیین های پیامبر را نیز با خود خواهد داشت. پرچمی که هرگز بعد از رحلت پیامبر اسلام بر افراشته نشده است. و هرگز تا ظهور حضرت مهدی (عج) نیز بر افراشته نخواهد شد. ( البرزنجی ، العشاء لعشرة الصئاح – ص 164 ).


4 – حضرت مهدی (عج) با تکبیر بر استانبول پیروز خواهد شد، . و این کاری علمی خواهد بود.


این زمان فرا نخواهد رسید تا اینکه مومنین بقدری قوی شوند که قادر باشند تا با تکبیر و تسبیح بر استانبول و سرزمین روم برتری یابند. ( دیلمی، الفردوس ، 82/5 شماره 7524؛ التبارانی ، المعجم الکبیر 15/17 ، ص 21 )


پیامبر (ص) ما اظهار داشته است که : آنها با تکبیر و تسبیح بر قسطنطنیه پیروزی و برتری [معنوی] خواهند یافت و به آنچنان غنیمتی دست خواهند یافت که پیشتر هرگز مشاهده نشده است. ( ابن مجاه ، کتاب الفتن ، ص 35 )


پیامبر اسلام فرموده است:


روز قیامت فرا نخواهید رسید تا اینکه قبل از آن فردی از اهل البیت من [ حضرت مهدی ]، بر جهان حکمرانی کند. او بر استانبول و جبال هفتگانه آن برتری خواهد یافت. ( ماری ابن یوسف کرمی حنبلی، فوائد الفکر الفکر فی المهدی المنتظر )


5- حضرت مهدی (عج) بر رم نیز تسلط خواهد یافت.


” حضرت مهدی(عج) و شاگردان او با تسبیح و تکبیر الهی بر رم مسلط خواهند شد.( البرزنجی ، العشاء لعشرة الصئاح – ص 204 ) و ( السیوطی، الحاوی للفتاوی – ج 2 – ص 81)


” …. حضرت مهدی (عج) و پیروان او رم را با تکبیر و تسبیح خداوند تسخیر خواهند کرد، و دیوارهای آن شهر [ واتیکان] فرو خواهد ریخت. ( البرزنجی ، العشاء لعشرة الصئاح – ص 204 )


 


6-حضرت مسیح (عج) یاری کننده حضرت مهدی (عج) خواهد بود.


حضرت مسیح (عج) از آسمان نزول خواهند کرد تا به امام زمان بپیوندند، او به امام زمان خواهد پیوست و پشت سر او نماز خواهد خواند. ( شیخ صدوق ، العمالی ، فصل 39 – ص 181)


پیامبر خدا فرموده است: گروهی از امت من تلاش فکری و معنوی فراوانی خواهد کرد تا حقیقت را قبل از فرارسیدن قیامت برپا کند. در چنین هنگامه ای مسیح پسر مریم به زمین نزول خواهد کرد. رهبر آن گروه قائم ، به مسیح خواهد گفت که ما را در برپایی نماز مقتدایی کن. و او در پاسخ خواهد گفت : نه . سپس مسیح ، مقام امامی را به او اعطا خواهد کرد. (صحیح مسلم – ج اول – ص 209)


ابن ابی شیبا به نقل از ابن شیرین در کتاب مصنف خود می گوید: رهبر این گروه همان حضرت مهدی (عج) است که به مثابه یک امام بر حضرت مسیح (عج) عمل خواهد کرد. (المتقی الهندی، البرهان فی علامات المهدی آخرالزمان – ص 79)


نعیم ابن حامد از عبدالله بن عمر نقل می کند که وی گفت: حضرت مهدی (عج) همان کسی است که، مسیح پسر مریم پس از نزول از آسمان پشت سر او به اقامه نماز خواهد ایستاد. (المتقی الهندی، البرهان فی علامات المهدی آخرالزمان – ص 79)


7 – اقدامات حضرت مهدی (عج) موجب خواهد شد تا اخلاق اسلامی بر تمام عالم مستولی گردد.


چهار نفر پادشاهان زمین بوده اند. دو نفر از آنها از مومنین بودند . و دو نفر از کافرین. آن دو مومن یکی ذوالقرنین (عج) بود و دیگری حضرت سلیمان (عج) . آن دو کافر یکی نمرود بود و دیگری بخت النصر (Nebuchadnezzar).اما نفر پنجمی هم (حضرت مهدی) از میان مومنین قیام خواهد کرد که پادشاه کل زمین خواهد بود. (المتقی الهندی، البرهان فی علامات المهدی آخرالزمان – ص 10)


حضرت مهدی (عج) جهان را به مانند حضرت سلیمان و حضرت ذوالقرنین (عج) اداره خواهد کرد.(ابن حجر الهیثمی، القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر – چاپ قاهره – ص 30 )


ابو بشیر می گوید: از امام جعفر صادق پرسیدم : ای پسر رسول خدا (ص) چه کسی قائم شما اهل البیت خواهد بود؟ او پاسخ داد : حضرت مهدی (عج) بر جهان چیره خواهد شد، حضرت مسیح پسر مریم پشت سر او به اقامه نمار خواهد ایستاد. در آن زمان جهان به نور الهی روشن خواهد شد. و در تمام نقاط دنیا ، حتی در جاهایی که قبلا چیزی غیر از خدا پرستیده می شد، خداوند متعال مورد پرستش قرار خواهد گرفت. و حتی اگر مشرکان تمایل نداشته باشند، تنها ایمان موجود در آن دوره ، ایمان به خدای واحد و احد خواهد بود. (بحارالانوار – ج 51 – ص 146)


حضرت رسول (ص) به حضرت علی ( ره ) فرمود: تو اولین هستی، و مهدی آخرین خواهد بود؛ که خداوند تسلط بر جهان را برای شما قرار داده است. ( بحارالانوار – ج 52 – ص 378 )


حضرت مهدی (عج) بر شرق و غرب عالم مسلط خواهد شد و اسلام را در تمام جهان به صحنه عمل خواهد آورد…. خداوند به مردم قدرتی خواهد داد که هر کسی در هر نقطه ای از عالم ، صدای او را خواهد شنید، حضرت مهدی (عج) به اسلام حیات خواهد بخشید. (بحارالانوار – ج 52 – ص 279 و ج 53 – ص 12 ؛ شیخ صدوق ، کمال الدین – ج 2 – ص 367)


8 – حضرت مهدی (عج) ، جهان ترک ، و جهان عرب را در یکجا جمع خواهد کرد.


ابراهیم ابن عبیدالله ابن علا نقل می کند که پدرش به نقل از امام جعفر صادق گفته است که: روزی حضرت علی (عج) به شرح وقایعی پرداخت که پیش از ظهور قائم رخ خواهد داد …. پرچمهای گروههایی از ترکها در هر جا دیده خواهد شد که به یاری پسر من [حضرت مهدی (عج) ] خواهند شتافت. ( شیخ محمد ابن ابراهیم نعمانی، الغیبة النعمانی – ص 323 )


ملک ابن زمرا می گوید: حضرت علی (عج)، امیر المومنین به من گفت : … ای ملک ، بهترین اتفاق نیکو مربوط به آخر الزمان است که در آن قائم ما ظهور خواهد کرد … و خداوند تمامی افراد را گرد او جمع خواهد کرد. (شیخ محمد ابن ابراهیم نعمانی، الغیبة النعمانی – ص 242)


امیر مومنان می گوید : اگر شما منتظر بمانید تا خداوند مقرر نماید که یک نفر ( حضرت مهدی) برای خاطر شما به پا خیزد، کسی که شما را با هم متحد نماید ، در حالی که پیشتر متفرق بودید، آنگاه خداوند به شما پاداش خواهد داد و به یقین در خواهید یافت که او [حضرت مهدی (عج)] همان کسی است که منتقم خواهد بود ( کسی که پاسخ فکری قطعی برای مقابله با داروینیسم، ماتریالیسم، و کفر و الحاد ارائه خواهد کرد) در برابر خطاکاران، و حقوق تضییع شده شما را باز خواهد گرداند، ( کتاب الغیبة ، بحارالانوار ج 51 و نیز در کتاب امام قائم – محمد باقر مجلسی ، انتشارات انصاریان – ایران – قم – 2003 – ص 182)


امر ابن نفیل می گوید: شنیدم که امام حسین (عج) گفت : “کسی که شما منتظر قیام او هستید [(حضرت مهدی(عج) ] ظهور نخواهد کرد تا اینکه عصری برسد که شما خود اقرار کنید که چقدر از هم فاصله گرفته اید، عصری که شما بروی همدیگر آب دهان پرت کنید، عصری که یکدیگر را به کفر متهم نمایید، و همدیگر را دشنام بدهید”. از او پرسیدم : پس در این صورت در آن زمان دیگر چیز فرخنده و مبارکی باقی نخواهد ماند ؟ او پاسخ داد : آن عصر ، عصر تمام مبارکی ها خواهد بود ، چراکه قائم ما ظهور خواهد کرد و بر همه آنها خط بطلان خواهد کشید. ( شیخ محمد ابن ابراهیم نعمانی، الغیبة النعمانی – ص 241 )


9 – حضرت مهدی (عج) بر مردم اهل کتاب با تکیه بر تورات و انجیل واقعی حکومت خواهد کرد.


جابر ابن یزید جعفی از امام محمد باقر نقل می کند که :


علت اینکه حضرت مهدی در میان مردم بعنوان حضرت مهدی شناخته می شود این است که امری سری را عیان خواهد کرد. او به غاری در انطاکیه خواهد رفت و نسخه اصلی تورات و انجیل و سایر کتب مقدس را از آن غار بیرون خواهد آورد، و بر مسیحیان بر مبنای آن انجیل و بر یهودیان بر مبنای آن تورات حمکرانی خواهد کرد. (المهدی الموعود ، ج 1 – ص 254 و 255)


” علت اینکه وی حضرت مهدی (عج) نامیده می شود، این است که او بسوی کوهی از کوههای دمشق خواهد رفت. و در آنجا کتاب اصلی تورات را پیدا خواهد کرد…” (السیوطی، الحاوی للفتاوی – ج 2 – ص 81 )


10 – حضرت مهدی (عج) در برابر ماتریالیسم، الحاد، داروینیسم، و بی دینی، به پیروزی علمی دست خواهد یافت.


شیخ الطوسی در کتاب الغیبة گفته است: پیروزی حضرت مهدی (عج) بدلیل بهره بردن از برهان و دلایلی متقن است که حضرت درباره تمامی آنچه که خداوند خلق کرده است ، آنها را در اختیار دارد . دلایل او به حدی زیاد است که هیچ کس دیگر نمی تواند در برابر او عذری بیاورد و یا آنها را انکار کند. ( کتاب الغیبة ، بحارالانوار ج 51 و نیز در کتاب امام قائم – محمد باقر مجلسی ، انتشارات انصاریان – ایران – قم – 2003 – ص 70)


ابو بشیر می گوید: از امام محمد ابوبکر و یا امام جعفر صادق نقل شده است : همان کسی که به او [مهدی (عج) ] امامت اعطا نموده است ، همو به وی دانش و کتاب خواهد داد و او را تنها نخواهد گذاشت. (شیخ محمد ابن ابراهیم نعمانی، الغیبة النعمانی – ص 387)


11 – حضرت مهدی (عج) در عصر آخرالزمان بر علیه ادیان دروغین و ادیان متعصب کوشش خواهد کرد.


هفتاد هزار نفر از علمای دینی جامعه من از ضدمسیح پیروی خواهند کرد. ( احمد ابن حنبل مسند – ص 796 )


در آخرالزمان چنین امتی پدید خواهد آمد، آنها قرآن تلاوت خواهند کرد، در حالی که قرآن فقط در دهانهای آنها است و در جان آنها فرو نمی رود. ارتباط آنها از دین قطع خواهد شد، همانگونه که تیر از کمان جدا می شود. و هر مسلمانی حق دارد بر آنها بشورد. آنها سرهای تراشیده دارند. ( ابو عبدالرحمن احمد بن شعیب النصایی، حضرت علی در احادیث، ص 142)


همچنین از امر بن سعد نقل شده است:


حتی اگر مردم دعوت شوند که با فرزند من باشند، آنها باز هم از او دور خواهند بود، این گروه بقدری شریر هستند که پایبند هیچ ارزش اخلاقی نیستند. آنها برای [خوشایند] حاکم ستمگر، دستور شلاق و تازیانه صادر می کنند، به ظالمان درس فساد می دهند، و برای خون و خونریزی، فتوا صادر می کنند. (شیخ محمد ابن ابراهیم نعمانی، الغیبة النعمانی – ص 170)


 


12-حضرت مهدی (عج) بسیار دوست داشتنی، مهربان و دلسوز خواهد بود.


خدمات حضرت مهدی بقدری شایان و بزرگ خواهد بود که درباره اش گفته شده است که : نه تنها انسانها، بلکه تمام موجودات زنده روی زمین و آسمان نیز از او راضی خواهند بود. (محمد بن علی السبان ، ایسافور رقیبین، ص 146 ؛ السیوطی، الحاوی للفتاوی ، ج 2 ، ص 66 و 67)


ظهور او سر منشاء شادمانیها خواهد بود، نه تنها برای مومنین، بلکه برای تمام خلایق عرض و سما . چه بسیار خواهند بود پرندگان، حیوانات وحشی، و حتی ماهیان دریاها که از آمدن او به وجد و شادمانی خواهند پرداخت. ( البرزنجی ، العشاء لعشرة الصئاح – ص 162 و 163)


او ( حضرت مهدی) همان راه پیامبر را در پیش خواهد گرفت. او هیچ فرد خوابیده ای را از خواب بیدار نخواهد کرد. … جهان به جای ظلم و جور و شکنجه با عدل پر خواهد شد. او ( حضرت مهدی) همه امکانات را بر مبنای برابری و عدالت و حقیقت میان مردم تقسیم خواهد کرد. این همان چیزی است که باعث خواهد شد تا ساکنان زمین و آسمان از او خشنود و راضی باشند. بسیار خواهند بود پرندگان آسمان ، حیوانات وحشی جنگل ها، و حتی ماهیان دریاها که از این کار او به وجد آمده و خشنود باشند. (البرزنجی ، العشاء لعشرة الصئاح – ص 163)


تمام افراد بدور او خواهند نشست، همانند پدر مهربانی که کودکانش بدور او حلقه می زنند، یا همانند پادشاه بخشنده ای که مردم در گرداگرد او جمع می شوند، و با هم سخنان نیکو می زنند ، و محفلشان برای همیشه سراسر وجد و شادمانی است، و حاضرین با شور و اشتیاق برای غایبین از آن تعریف می کنند.(سید مرتضی سیستانی، گزیده هایی از صحیفه المهدیه، نشر الماس ، ص 257 )


[ در دوره حضرت مهدی] گوسفندان در کنار گرگها به چرا خواهند پرداخت، و کودکان با مارها و عقربها به بازی خواهند پرداخت، و هیچ آسیبی نخواهند دید، در این دوره ، افراد یک دانه خواهند کاشت، و هفتصد دانه برداشت خواهند کرد.(ابن حجر الهیثمی، القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر – چاپ قاهره – ص 43)


طاووس: ” یکی از شاخصه های حضرت مهدی (ع) نظارت دقیق و موشکافانه آن حضرت بر مقامات منسوب خویش می باشد”. (السیوطی، الحاوی للفتاوی ، ج 2 ، ص 150 )


در زمان ظهور حضرت، هیج خوابیده ای از خواب بیدار نخواهد شد، و از بینی هیچ کس، قطره ای خون نخواهد چکید. (ابن حجر الهیثمی، القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر – چاپ قاهره – ص 43 )


” مهربانی خاص حضرت نسبت به فقرا، از دیگر مشخصات حضرت مهدی خواهد بود.” (ماری ابن یوسف کرمی حنبلی ، فوائد فوائد الفکر فی مهدی المنتظر)


13 – حضرت مهدی (ع) بازدارنده ریاکاری و دو رویی خواهد بود.


“بسیاری از مردم بدلیل ترس از او ( حضرت مهدی ) – ( بیش از ترسی که از قرآن دارند ) از ارتکاب به گناهان اجتناب می کنند… ” ( محی الدین ابن عربی – الفتوحات المکیه ، ص 6 )


اصبغ النباته میگوید: علی، امیر المومنین گفت : بگذارید برای شما مثالی بزنم . فردی که دارای گندم فراوان می باشد، گندمهای خود را تمیز و مرتب کرده و در انبار خود ذخیره می کند، پس از مدتی که به آنها سرکشی می کند می بیند که گندمها آلوده به شپش شده اند. او گندمهای آلوده را جدا می کند و دوباره انبار می کند، پس از مدتی که برای سرکشی می آید می بیند که گندمها دوباره آلوده شده اند، او این کار را چند بار تکرار می کند، و سرانجام از آن انبوه خرمن گندم ، مقدار بسیار اندکی از گندم سالم و آلوده نشده برای وی باقی می ماند، گندمهایی که شپشها دیگر نمی توانند به آنها آسیب برسانند. در آخرالزمان نیز دوره ای فرا خواهد رسید که تعداد انسانهای پاک که آلوده به فساد نشده اند بسیار اندک خواهد شد. ( احمد بن محمد بن سعید نیز همین حدیث را نقل کرده است – شیخ محمد ابن ابراهیم نعمانی، الغیبة النعمانی – ص 246 )


14 – وجود مبارک حضرت مهدی (ع) به گونه ای عمل خواهند کرد تا همه اقرار کنند که براستی محمد (ص) پیامبر خدا است.


حدیث دیگری از امام بکر نقل شده است که : پیروزی و برتری زمانی تحقق خواهد یافت که حضرت مهدی (ع) از نوادگان محمد (ص) ظهور کند. در آن زمان دیگر منکری باقی نخواهد ماند. ( تفسیر البرهان – ج 2 – ص 121 )


15 – حضرت مهدی (ع) تمام عوامل و بهانه ها و موانع پیش روی نهادینه شدن اخلاق اسلامی را از میان برخواهد داشت، و عصر وی همانند دوران های پربرکت خواهد بود.


او (حضرت مهدی ) همه کارهایی را که پیامبر انجام داد، انجام خواهد داد؛ او به همان شیوه پیامبر، تمام بنیانهای جهل را از بین خواهد برد، همانگونه که پیامبر این کار را انجام داد. او اسلام را از نو احیا خواهد کرد.(میکاییل المکارم ، ج 1 ، ص 57)


او ( حضرت مهدی) اسلام را در دوره آخرالزمان دوباره تثبیت خواهد کرد، همانگونه که پیامبر در عهد اول این کار را کرد .(ابن حجر الهیثمی، القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر – چاپ قاهره – ص 27 )


…. حضرت مهدی دین را به همان شکل که در آغاز بوده است، پیاده خواهد کرد. او تمام مکاتب دینی دیگر را در جهان از میان خواهد برد. و پس از مذهب راستین و خالص ، دیگر هیچ مکتب دینی ناخالصی باقی نخواهد ماند.(البرزنجی ، العشاء لعشرة الصئاح – ص 187 و 186)


حضرت مهدی (ع) هیچ نوع بدعت و نو آوریهای دینی را نخواهد پذیرفت.(ابن حجر الهیثمی، القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر – چاپ قاهره – ص 43 )


حضرت مهدی (ع) بدعت ها و نو آوریهای دینی را ریشه کن نکرده ، رها نخواهد کرد.او تمام اجبارهای دینی در دوره آخر الزمان را از حالت اجباری در آورده و بصورت اختیاری خواهد کرد، همانگونه که در صدر اسلام اینگونه بوده است.(ابن حجر الهیثمی، القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر – چاپ قاهره – ص 163 )


 


16 – حضرت مهدی (ع) خشونت و فلسفه خشونت را بر خواهد چید.


شیخ طوسی در کتاب الغیبة می گوید: ” هنگامی که زمانه ظهور او فرا برسد، خداوند به نور خود تمام دروغها را به دست او از بین خواهد برد، و به دست او تمام خشونت ها را به پایان خواهد برد. او (حضرت مهدی ) شرم بندگی و بردگی دیگران را از گردن شما برخواهد داشت”. (کتاب الغیبة ، بحارالانوار ج 51 – محمد باقر مجلسی ، انتشارات انصاریان – ایران – قم – 2003 – ص 132 ).


در زمان رهبری حضرت مهدی (ع) ، دوره حکام و ستمگران و برتری سیاسی ریاکاران و سالوسان و خیانتکاران به پایان خواهد رسید. (المهدی الموعود – ج 1 – ص 252)


17- حضرت مهدی (ع) نسبت به حمایت از اسلام به شدت حساس است ، او از حقوق اسلامی حمایت جدی خواهد کرد.


کوچکترین کلمه ای که بر علیع اسلام زده شود، باعث آزرده خاطری وی خواهد شد. (ابن حجر الهیثمی، القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر – چاپ قاهره – ص 30 )


حضرت مهدی (ع) در مقابل ستمگران از حقیقت دفاع خواهند کرد. براستی او کسی است که حقیقت را از دل انسان استخراج و آن را احیا خواهد نمود. ( العقیلی ، النجم الثاقب فی بیان النعال من اولاد علی بن ابو طالب )


از نهج البلاغه : رسول مومنان (ص) فرمود: هنگامی که او (حضرت مهدی) از دیده ها پنهان شود، هیچ شخصی قادر نخواهد بود تا را او را شناسایی و رهگیری کند. (کتاب الغیبة، بحار الانوار، ج 51 – انتشارات انصاریان – ایران – قم – 2003 – ص 186)


18- حضرت مهدی (ع) احادیث مربوط به آخرالزمان را به شیوه ای صحیح برای مردم توضیح خواهند داد.


ابو بشیر میگوید: من شنیدم که امام محمد باقر فرمودند: هنگامی که حضرت مهدی (ع) ظهور کند، شیوه رسول الله را بکار خواهد بست. و تنها اوست که قادر است که کارهای حضرت رسول را توضیح داده و تشریح کند . ( شیخ محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة النعمانی ، ص 191 )


اقبال الدین می گوید:


از محمد بن سینان ، امیر ابن شمیر ، جابر و ابو جعفر نقل شده است: دانش مربوط به کتاب خداوند تبارک و سنت رسول الله همانند یک نهال در قلب مهدی (ع) رشد کرده و به بالندگی خواهد رسید. ( کتاب الغیبة، بحار الانوار، ج 51 – انتشارات انصاریان – ایران – قم – 2003 – ص 72 )


19- حضرتمهدی (ع) خرد نهفته در آیات قرآنی را برای مردم بازگو خواهد کرد، و موجب خواهد شد تا آنها خود به قرآن ایمان بیاورند.


هنگامی که مردم بر اساس فهم اندک خود به تفسیر آیات قرآنی می پردازند، او به اصلاح دیدگاههای مردم خواهد پرداخت، و آنها را به حقیقت قرآن رهنمون خواهد کرد. بدین ترتیب، او به مردم نشان خواهد داد ، که بدلیل دوری از حقیقت قرآن ، مردم چگونه عملا سنت اسلامی را فراموش کرده اند. او معانی حقیقی قرآن را برای ایشان شرح خواهد داد. ( نهج البلاغه ، خطبه 134 )


شیوه تعامل حضرت مهدی به گونه ای خواهد بود که قلب همه انسانها را تحت تاثیر قرار خواهد داد، و مردم با یقین قلبی ، به سوی الله روی خواهند آورد. حتی آنهایی که از دین رویگردان شده بودند، با رضایت و اطمینان ، خود به وظایف و الزامات دینی شان عمل خواهند کرد.


20- حضرت مهدی (ع) عادل و دادگر خواهد بود.


جهانی که قبل از آمدن او مملو بود از ظلم و جور ، با آمدن او پر خواهد شد از عدل و داد. (ابن حجر الهیثمی، القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر – چاپ قاهره – ص 20)


هنگامی که پیغامبر آنها بیاید، تمام تصمیمات آنها بر اساس عدالت خواهد بود، آنها اشتباه نخواهند کرد. ( سوره یونس – آیه 47 )


21- حضرت مهدی (ع) بخشنده خواهد بود.


طاووس : حضرت مهدی (ع) در توزیع کالاها بسیار بخشنده خواهد بود. (السیوطی، الحاوی للفتاوی ، ج 2 – ص 150 )


در دوره آخرالزمان ، خلیفه ای خواهد بود که کالاها را بدون شمارش و محاسبه توزیع خواهد کرد. ( المتقی الهندی، البرهان فی علامات المهدی آخر الزمان – ص 15 )


رهبری از میان رهبران خواهد آمد که کالاها را شمارش نخواهد کرد. هرگاه از او چیزی خواسته شود، او پاسخ خواهد داد : برگیر. آنگاه شخص درخواست کننده، پیراهن خود را خواهد گسترد تا عطایای او را جمع کند. ( المتقی الهندی، البرهان فی علامات المهدی آخر الزمان – ص 15 )


22 – مبنای عملکرد حضرت مهدی (ع) مبتنی بر رضایت خداوند می باشد و نه رضایت مردم.


حضرت علی (ع) در این باره و اینکه پس از ظهور حضرت مهدی (ع) چه چیزی رخ خواهد داد، می گوید:


او نیازی به نظرات و قضاوت شخصی افراد نخواهد داشت؛ عملکرد او بر اساس قوانین قرآنی خواهد بود. ( میکاییل المکارم – ج 1 – ص 81 )


روزها و شبها به پایان نخواهد رسید تا اینکه مردی از خاندان من (حضرت مهدی) خواهد آمد، کسی که به سادگی ، جلوی بی نظمی و اغتشاش را خواهد گرفت، و از عمل کردن دلسرد و نومید نخواهد شد، حتی اگر تهدید به مرگ شود.( المتقی الهندی، البرهان فی علامات المهدی آخر الزمان – ص 13 )


“ای رسول مومنان درباره حضرت مهدی (ع) با ما سخن بگو ” … پس آنگاه ایشان فرمودند: ” او هنگامی که مرگ وی را احاطه کند ، نخواهد ترسید. او به کناری نخواهد کشید، او به مومنانی که گرداگرد او حلقه زده اند ، پشت نخواهد کرد. هنگامی که جنگجویان به مخالفت با او برخیزند، او نخواهد ترسید، … او سخاوتمند و شجاع خواهد بود”. ( کتاب الغیبة، بحار الانوار، ج 51 – انتشارات انصاریان – ایران – قم – 2003 – ص 184 )


23 – حضرت مهدی به مجاهده فکری خویش ادامه خواهد داد تا اینکه همه مردم را به راه راست بازگرداند.


او به کوششهای خویش ادامه خواهد داد تا اینکه همه مردم را به راه راست بازگرداند. (ابن حجر الهیثمی، القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر – چاپ قاهره – ص 23 )


حتی اگر کوهها در مقابل وی ایستادگی نمایند، او آنها را خرد کرده و راهی برای خود یافته و و به راه خود از میان کوهها ادامه خواهد داد، (ابن حجر الهیثمی، القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر – چاپ قاهره – ص 39 )


حضرت مهدی (ع) خود را به کار خویش اختصاص خواهد داد. (البرزنجی ، العشاء لعشرة الصئاح – ص 175)


24- حضرت مهدی (ع) به سرعت ، عمل خواهد کرد.


این کار هفت سال طول خواهد کشید، اما هر سال او معادل 20 سال شما است. (ابن حجر الهیثمی، القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر – چاپ قاهره – ص 44)


25 – حضرت مهدی (عج) بهترین استفاده ها را از تکنولوژی خواهد برد.


پیروان حضرت مهدی (ع) دارای این قدرت هستند که کل کره زمین را در عرض یک لحظه طی کنند. ( میکایل المکاریم – ج 1 – ص 144 )


امام صادق -علیه السلام- می گوید: او (حضرت مهدی) در بین رکن و مقام ابراهیم خواهد ایستاد و با صدای بلند فریاد خواهد زد: ای نمایندگان من ، ای اصحاب خاص من، ای کسانی که خداوند شما را در این دنیا مهیا کرد تا به یاری من بشتابید، از من اطاعت کنید و به سوی من بیایید. آنها صدای او را خواهند شنید، در حالی که در شرق و غرب عالم هستند، در خانه های خود هستند و یا در محراب. صدای او به گوش همه آنها خواهد رسید، و همگی بسوی او خواهند شتافت، و در اندک زمانی گرداگرد او حلقه خواهند زد، در عرض یک چشم بر هم زدن. این اجتماع در بین رکن و مقام ابراهیم رخ خواهد داد ( قبل از طلوع آفتاب) . ( بحارالانوار – ج 53 – ص 7)


عدنان اکتار




---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


 



برچسب‌ها: امام, مهدی, شناخت, شیعه, معرفت





نظرات:
< type="text/java">
آرشیو نظرات


?





تازه های ما





[ پنج شنبه 29/2/91 ] [ 1:26 عصر ] [ سیدمرتضی ناصری کرهرودی از اراک معلم باز نشسته ] [ نظر ]

نقش عجیب شهر قم در آخر الزمان


 



 


وضعیت جهان پیش از ظهور امام عصر(عجل الله تعالی فرجه) به گونه‌ای است که شاید انسانهایی را به یأس بکشاند؛ چنانکه بعضی از روایات اشاره به همین موضوع داشته و رواج هرج و مرج، ناامنی، شیوع بیماری و گرسنگی و... را به عنوان ویژگیهای این دوران برشمرده اند؛ لیکن روایات دیگری نیز وجود دارد که در آنها به نکات روشن و روزنه های امید برای شیعیان و انسانهای مؤمن و متعهد اشاره شده است.


برخی از روایات درباره مؤمنانی سخن میگوید که هیچ گاه زمین از آنان تهی نمی شود و آنان در شرایط سخت پیش از ظهور نیز در سراسر جهان حضور دارند. روایاتی هم به نقش علما و دانشمندان اسلامی در زمان غیبت اشاره دارند که هر از چند گاه یکی از آنان موجب دگرگونی در جامعه و حفظ دین خدا میشود. در بعضی از روایات معصومین(علیه السلام) نیز از نقش ویژه شهر قم پیش از ظهور امام زمان(عج) یاد شده است.


 





1. نقش مؤمنان حقیقی




 



 


بعضی از روایات در پاسخ کسانی آمده است که گمان می کردند روزگاری خواهد رسید که جامعه از وجود انسانهای مؤمن تهی و بی بهره شود. امام(عج) این گمان را نفی کرده و از وجود مؤمنان در هر روزگاری خبر داده است:



زید زراء میگوید:


به امام صادق(علیه‌السلام) عرض کردم: می‌ترسم ما از مؤمنان نباشیم. امام فرمود: چرا چنین فکر می‌کنید؟ گفتم: زیرا می‌بینم در میان ما کسی نیست که برادرش را بر درهم و دینار مقدم دارد، ولی این را می بینم که درهم و دینار را به برادر دینی - که ولایت امیر مؤمنان(علیه السلام) ما را به دور یکدیگر به گرد آورده - ترجیح میدهیم. امام صادق(علیه السلام) فرمود: این چنین نیست که می‌گویی شما اهل ایمان هستید لیکن ایمان شما کامل نمیشود تا هنگامی که قائم آل محمد(علیه السلام) قیام کند. در آن هنگام خداوند خفرَد شما را نیز کامل میکند و شما مؤمنان کامل می شوید. سوگند به آن خدایی که جانم در دست قدرت اوست که در سراسر جهان، انسانهایی هستند که همه دنیا در نظرشان با پر پشه ای برابری نمی کند.1



زید زراء میگوید:به امام صادق(علیه‌السلام) عرض کردم: می‌ترسم ما از مؤمنان نباشیم. امام فرمود: چرا چنین فکر می‌کنید؟ گفتم: زیرا می‌بینم در میان ما کسی نیست که برادرش را بر درهم و دینار مقدم دارد، ولی این را می بینم که درهم و دینار را به برادر دینی - که ولایت امیر مؤمنان(علیه السلام) ما را به دور یکدیگر به گرد آورده - ترجیح میدهیم.





2. نقش علما و دانشمندان شیعه




 



 


هرگاه ابرهای سیاهی و جهل سایه خود را بر جوامع بشری گسترانده است دانشمندان و علمای دینی مسؤولیت خود را در جهت زدودن جهل و نادانی از اندیشه ها و فساد و تباهی از دامن مردمان، به خوبی انجام داده اند. طبق روایات، علما در آخرالزمان این نقش را به خوبی ایفا میکنند. امام هادی(علیه السلام) در این زمینه می فرماید:



اگر در دوران غیبت قائم آل محمد(صلی الله علیه و آله) دانشمندانی نبودند که مردم را به سوی او هدایت و راهنمایی کنند و با حجت های الهی از دینش دفاع نمایند و شیعیان ضعیف را از دامهای شیطان و پیروانش رهایی داده و از دام ناصبی ها (دشمنان اهل بیت) نجات بخشند کسی در دین خدا پا برجا نمی ماند و همه مرتد می شدند؛ ولی آنان رهبری دلهای شیعیان ضعیف را با قدرت در دست گرفته و حفظ میکنند؛ چنانکه ناخدای کشتی سکان و فرمان کشتی را نگاه می دارد. بنابراین آنان نزد خدا والاترین انسانها هستند.2


رسول خدا(صلی الله علیه و آله) پیرامون زنده کننده دین در هر قرن میفرماید: خداوند بزرگ برای امت اسلام در آغاز هر قرن شخصی را برمی انگیزاند تا دین را احیا و زنده نماید.3


اینگونه روایات با صراحت به نقش علما در روزگار غیبت اشاره کرده و به خنثی شدن توطئه شیطان ها و تجدید حیات دین به دست دانشمندان تصریح میکند.


اثبات این مطلب در روزگار ما به دلیل و برهان نیاز ندارد. نقش حضرت امام خمینی(ره) در از بین بردن نقشه های شوم دشمنان - که اساس دین را در جهان معاصر در معرض خطر قرار داده بودند - بر کسی پوشیده نیست. عزتی که اسلام در این عصر یافته به برکت انقلاب اسلامی ایران و بنیانگذار آن حضرت امام خمینی(ره) است.



امام موسی کاظم می فرمایند: بهشت هشت در دارد که یکی از آنها برای مردم قم است، در میان شهرها و کشورها، آنان نیکان و نخبگان شیعیان ما هستند. خداوند ولایت و دوستی ما را با طینت و سرشت آنان آمیخته است





3. نقش شهر قم در آخر الزمان




 



 


آنگاه که جامعه بشری به سوی انحطاط و تباهی پیش می رود روزنه امیدی نمایان می گردد، مردمی پرچمدار نور در دل تاریکی ها می شوند. شهر قم در آخرالزمان این نقش را بر عهده دارد. روایات بسیاری وجود دارد که در آنها این شهر مقدس و انسانهای وارسته ای که در آن وجود خود را از چشمه زلال مکتب اهلبیت سیراب کرده و رسالت ابلاغ پیام را برعهده گرفته اند، ستایش شده اند.



ائمه معصومین(علیه السلام) درباره قم و نقش آن در نهضت فرهنگی زمان غیبت امام زمان سخنانی دارند که به برخی از آنها اشاره میشود:


- قم حرم اهل بیت: از برخی روایات برداشت میشود که قم و اهل آن نشانه و الگوی تشیع و ولایت بوده و خواهند بود، از این رو هر کس را که می خواستند دوستدار اهلبیت و علاقهمند به آنان معرفی نمایند او را «قمّی» خطاب میکردند. چنانکه در روایتی آمده است:


گروهی خدمت امام صادق(علیه السلام) شرفیاب شدند و گفتند:ما از مردم «ری» هستیم، حضرت فرمود: آفرین به برادرانمان از «اهل قم». آنان چند بار تکرار کردند: ما از «ری» خدمت شما رسیده ایم. حضرت نیز سخن نخست خود را تکرار میکرد. آنگاه فرمود: حرم خداوند مکه است؛ برای رسول خدا نیز حرمی در مدینه است؛ کوفه حرم امیرالمؤمنین است و حرم ما (اهل بیت) شهر قم است. و به زودی دختری از فرزندانم به نام فاطمه در آن دفن می شود، هر کس او را (با معرفت) زیارت کند، بهشت بر او واجب میشود. راوی میگوید: «امام صادق این سخن را هنگامی بیان فرمود که هنوز امام کاظم متولد نشده بود».4


در روایت دیگری به نقل از «صفوان» آمده است: روزی نزد (ابوالحسن) امام کاظم بودم و سخن از مردم قم و میزان علاقه و دلبستگی آنان به حضرت مهدی(علیه السلام) به میان آمد. امام هفتم فرمود: «خداوند آنان را رحمت کند و از آنان خشنود باشد».



رسول خدا(صلی الله علیه و آله) پیرامون زنده کننده دین در هر قرن میفرماید: خداوند بزرگ برای امت اسلام در آغاز هر قرن شخصی را برمی انگیزاند تا دین را احیا و زنده نماید.


آنگاه ادامه داد: بهشت هشت در دارد که یکی از آنها برای مردم قم است، در میان شهرها و کشورها، آنان نیکان و نخبگان شیعیان ما هستند. خداوند ولایت و دوستی ما را با طینت و سرشت آنان آمیخته است.5


ائمه معصومین(علیه السلام) شهر قم را از ابتدا، پایگاه عاشقان اهلبیت و حضرت مهدی(علیه السلام) میدانسته اند و شاید دری از بهشت که به شهر قم اختصاص دارد، باب المجاهدین یا باب الاخیار (درب نیکان) باشد؛ چنانکه در روایت نیز به اهل قم، «نیکان شیعه» گفته شده است.


3-2 - شهر قم، حجت بر دیگران: خداوند در هر زمان، انسانهایی دارد که بر دیگران حجت اند و چون آنان در راه خدا قدم برداشته و برای اعتلای کلمه الله مبارزه می کنند، خداوند یاور آنان خواهد بود و شر دشمنان را از آنان دور میکند. در زمان غیبت امام عصر(علیه السلام) قم و مردم آن بر دیگر انسانها حجت هستند.


امام صادق(علیه السلام) می فرماید:


گرفتاری ها و مشکلات از قم و مردمش به دور است و روزگاری خواهد رسید که قم و مردم آن حجت بر همه مردمان باشند و آن هنگام ظهور حضرتش میباشد و اگر چنین نبود زمین اهلش را فرو می برد.


به یقین فرشتگان، گرفتاریها را از قم و مردمانش دور میکنند و هیچ ستمگری قصد قم را نمیکند مگر آنکه خداوند کمرش را می شکند و او را گرفتار درد، مصیبت یا دشمن میگرداند. خداوند نام قم و مردم آن را از یاد ستمگران میبرد چنانکه آنان یاد خدا را فراموش کردهاند.6


3-3 - مرکز نشر فرهنگ اسلامی: یکی دیگر از موارد قابل توجه در روایات این است که شهر قم در روزگار غیبت به عنوان مرکزیتی برای رساندن پیام اسلام به گوش مستضعفان زمین درخواهد آمد و علما و دانشمندان دینی آن حجتی بر جهانیان خواهند شد.


امام صادق(علیه السلام) در این باره میفرماید: به زودی شهر کوفه از مؤمنان تهی میگردد و علم و دانش از آنجا رخت برمی بندد و چون ماری که در گوشه ای چنبره زده است محدود میگردد و آنگاه علم در شهری که به آن قم میگویند آشکار میشود و این شهر پایگاه علم و فضیلت و معدن دانش و کمال میگردد به گونه ای که روی زمین هیچ مستضعف (فکری) نمی ماند که از دین آگاهی نداشته باشد - حتی زنان پرده نشین - و این زمان در نزدیکی ظهور قائم ما خواهد بود.


خداوند، قم و مردمش را جانشینان حضرت حجت قرار می دهد و اگر چنین نبود زمین اهلش را فرو میبرد و حجتی بر زمین نمی ماند. علم و دانش از شهر قم به شرق و غرب جهان سرازیر می شود و بر جهانیان تمام می گردد به گونه ای که هیچ شخصی نمی ماند که دین و دانش به او نرسیده باشد. آنگاه حضرت قائم ظهور می کند و عذاب الهی بر کافران به دست آن حضرت فرو می آید؛ زیرا خداوند از بندگان انتقام نمی گیرد مگر هنگامی که حجت بر آنان تمام شده باشد.7


در روایت دیگری آمده است:


اگر مردم قم نبودند دین از بین میرفت.8


 



محمدمحسن طبسی



[ پنج شنبه 29/2/91 ] [ 1:19 عصر ] [ سیدمرتضی ناصری کرهرودی از اراک معلم باز نشسته ] [ نظر ]

وفات ام البنین(رحمةالله علیها)  تسلیت باد

نامش فاطمه دختر حزام بن خالد عامری و مادرش ثمامه بود. در حدود سال پنجم هجری در کوفه و یا اطراف آن متولد گردید. وی در عصر خود یکی از زنان با فضیلت، پرهیزگار، عابد، با تقوا و در شعر و حدیث سرآمد دیگران بود .
پدران ام البنین در دوران قبل از اسلام جزو دلیران عرب محسوب می شدند و مورخان آنان را به دلیری در هنگام نبرد ستوده اند. چنانکه ابوالفرج اصفهانی در کتاب خود دلیری و شجاعت اجداد ام البنین را متذکر شده است .


افزون بر این، آنان علاوه بر شجاعت و قهرمانی، پیشوای قوم خود نیز بودند، چنانکه سلاطین زمان در برابر ایشان سر تسلیم فرود می آوردند . بی جهت نیست که عقیل بن ابی طالب به امیرالمؤمنین( ع) می گفت: در میان عرب از پدران ام البنین شجاع تر و قهرمان تر یافت نمی شود .

گروهی از مورخان بر آنند که علی(ع) با ام البنین بعد از شهادت حضرت زهرا(س) ازدواج نمود . دسته ای دیگر می گویند که این امر بعد از ازدواج حضرتش با امامه بوده، اما در هر حال ، مسلم است این ازدواج بعد از شهادت صدیقه کبری صورت گرفته است .


گویند عقیل بن ابی طالب که آشنا به انساب عرب بود، پیشنهاد ازدواج ام البنین را به حضرت علی (ع) داد. حضرت این انتخاب را پسندید و او را به خواستگاری نزد پدر ام البنین فرستاد. حضرت علی ( ع ) با ام البنین ازدواج کرد. ثمره این ازدواج چهار پسر به نامهای عباس( 26- 61ق)، عبدا… ( 36-61ق)، عثمان ( 38-61ق) و جعفر( 40-61ق) بود که تمامی آنها در کربلا به شهادت رسیدند و سرور همه آنان حضرت ابوالفضل العباس (ع) بود .


ام البنین چه در زمان حیات امام علی(ع) و چه بعد از شهادت ایشان برای شوهر گرانقدرش، زنی صمیمی، فداکار و با عفت بود. این بانوی فداکار وقتی کودکان خرد سال حضرت علی( ع) را دید، بلافاصله تصمیم به خدمت و پرستاری آنان گرفت و در این کار تا حد یک مادر واقعی پیش رفت وفرزندان فاطمه(س) را بر فرزندان خود مقدم داشت و بخش عمده محبت و علاقه خود را متوجه آنان کرد وهمچون مادری مهربان به دلجویی و پرستاری آنان پرداخت. با کمال خوشرویی و سخنان محبت آمیز با آنها روبرو می شد؛ به خاطر همین وفاداری و رفتار شایسته او بود که زینب به دیدار او می رفت و از او تجلیل به عمل می آورد.


چنانکه گفته اند، پس از چندی به مولا علی(ع) پیشنهاد داد به جای فاطمه که اسم قبلی و اصلی وی بوده، او را «ام البنین» صدا زند، تا حسنین (ع) از ذکر نام اصلی او توسط علی(ع) به یاد مادر خویش فاطمه زهرا (س) نیفتاده و در نتیجه خاطرات تلخ گذشته در ذهنشان تداعی نگردد و رنج بی مادری آنها را آزار ندهد. به واسطه صفات نیکوی ام البنین بود که حضرت او را گرامی می داشت و از صمیم قلب در حفظ و حرمت او کوشید.


منابع تاریخی هیچ گونه گزارشی از حضورفعال او در زمان امام حسن (ع) و امام حسین(ع) ارائه نکردند. تنها گویند ام البنین در واقعه عاشورا در مدینه بود چنان که به آنانی که عازم سفر بودند، چنین سفارش کرد: چشم و دل مولایم امام حسین (ع) و فرمانبردار او باشید؛ البته وقتی بشیر و زینب او را از ماجرای کربلا و شهادت امام حسین (ع) وفرزندانش باخبر نمودند، ام البنین همچنان از امام حسین (ع) خبرگرفت و چون بشیر خبر شهادت آن حضرت را به او داد، ام البنین گفت: «ای بشیر، بند دلم را پاره کردی!» و صدا و ناله شیون بلند کرد.


می گویند بشیر گفت: خداوند به سبب مصیبت مولایمان امام حسین(ع) به شما پاداش بزرگ عنایت کند.


ام البنین گفت: فرزندان من و آنچه در زیر آسمان است، فدای حسینم باد !


به گفته علامه مامقانی، این شدت علاقه ، کاشف از علو مرتبه او در ایمان، و قوت معرفت او به مقام امامت است که شهادت چهار جوان خود را که نظیر ندارند در راه دفاع از امام زمان خویش سهل می شمارد .
به هر حال، فقدان فرزندانش او را متأثر و ناراحت کرده بود، چنانکه وقتی حضرت زینب(س) سپر خونین حضرت عباس را به عنوان یادگاری به ام البنین نشان داد، وی تا آن را دید چنان دلش سوخت که نتوانست تحمل کند و بی هوش بر زمین افتاد.


وی هر روز برای فرزندش عباس نوحه سرایی می کرد و فرزند او عبید ا… را نیز به همراه خود می آورد. مردم مدینه برای شنیدن نوحه او گرد می آمدند و به سبب جانسوز بودن نوحه سرایی او همگی اشک می ریختند. باید گفت، آمدن ام البنین به بقیع نوعی انقلاب بر ضد بنی امیه و آگاهی مردم از ژرفای مصیبت بود. پس از آگاهی از جریان عاشورا و شهدای آن واقعه، ام البنین مجلس سوگواری و مصیبت در خانه اش برپا کرد. زنان بنی هاشم در آن جا گرد آمدند و برای امام حسین( ع) و خاندانش گریه کردند.


 



 


? وفات ام البنین


 


بنا بر قول مشهور، این بانوی بزرگوار در 13 جمادی الثانی سال 64 ق وفات یافت و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد .


چنانکه اشاره شد، وی صاحب چهار پسر به نامهای عباس، عبدا… ، عثمان و جعفربود. در این میان، نوادگان عباس که اکثر آنان درعربستان، عراق، مصر، اردن، ایران و ترکمنستان پراکنده می باشند، در علم و ادب، شعر و حدیث سرآمد عصر خویش بودند؛ از جمله ابویعلی حمزه بن قاسم بن علی بن حمزه بن حسن بن عبیدا… بن عباس از محدثان مورد اعتماد شیعه و صاحب کتاب «التوحید»، «الزیاره» و «المناسک» می باشد که مزار او در حله معروف است و مردم آنجا را زیارت می کنند .


[ پنج شنبه 29/2/91 ] [ 12:49 عصر ] [ سیدمرتضی ناصری کرهرودی از اراک معلم باز نشسته ] [ نظر ]
?نظرات در باره مرقد مطهر حضرت زهرا (سلام الله علیها)








پایگاه صالحات- عضو هیئت علمی بعثه مقام معظم رهبری با بیان خاطره‌ای از علامه العمری (ره) گفت: در مدینه با شیخ العمری دیدار کردم. وی گفت: قبر آن حضرت مسلماً داخل بیت خودش است و زمانی که ما کودک بودیم، قبر آن حضرت مشخص بود و ارتفاع آن به یک متر می‌رسید، ایشان اشاره کرد به عصایی که در دست من بود و گفت: تقریبا به ارتفاع عصای شما بود.


 


به گزارش فارس، آیت‌الله محمدصادق نجمی 2در سال 1315 در روستای هریس از توابع شبستر متولد و در سال 1332 وارد حوزه علمیه قم شد. وی مدت 28 سال علوم متداول در حوزه علمیه را نزد اساتید و مراجع بزرگی مانند آیات عظام محقق داماد، حاج شیخ مرتضی حائری و گلپایگانی فرا گرفت.


 


آیت‌الله نجمی در سال 1360 به دستور حضرت امام خمینی (ره) به امامت جمعه شهرستان خوی منصوب و در مدت بیست سال، علاوه بر ایفای وظیفه امامت جمعه، در همان سال اول ساختمان مدرسه علوم دینی این شهر را تکمیل و حوزه علمیه را سامان بخشید.


 


نجمی در سال 1364 پس از دریافت مدرک دکترا، دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان خوی را تاسیس کرد و تا سال 1380 ریاست آن را به عهده داشت. وی در دور دوم مجلس خبرگان رهبری از سوی مردم آذربایجان غربی و در دور سوم از سوی مردم آذربایجان شرقی به عنوان نماینده مجلس خبرگان رهبری انتخاب شد.


 


آیت‌الله نجمی عضو هیئت علمی بعثه مقام معظم رهبری بود.


این عالم ربانی عصر روز جمعه بیست و پنجم شهریور ماه 1390 در سن 75 سالگی به علت عارضه قلبی در بیمارستان پیامبران تهران دارفانی را وداع گفت.


*******


یکی از مسائل مسلم و قطعی در مورد حضرت فاطمه زهرا (س) این است که قبر شریف آن حضرت، مخفی مانده و تا به حال، به طور مشخص و دقیق، قبری به آن حضرت نسبت داده نشده است. از طرفی، مدفن و محلی که ممکن است پیکر پاک ایشان در آن جایگاه دفن شده باشد، و نیز علت مخفی بودن قبر شریف، و علت تلاش وهابیت برای قطعی نشان دادن قبر آن حضرت، محل گفت‌وگو و نظر بوده و نیازمند بحث و دقت فراوان است. از همین رو، گفت‌وگویی با آیت‌الله محمد صادق نجمی انجام داده‌ایم که مشروح آن در پی می‌آید.


 


* علت مخفی بودن قبر حضرت فاطمه زهرا (س) چیست؟


 


ـ حداقل دو علت برای آن می‌توان بیان کرد: یکی از علل مخفی بودن قبر بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، عداوت و دشمنی حکام با اهل بیت (ع) بوده است. شما ببینید در سال 236 هجری متوکل دستور داد قبر امام حسین (ع) محو و با خاک یکسان شود. قبل از آن هم در قرن اول هجری به دستور بنی‌امیه، خانه حضرت فاطمه زهرا (س) تخریب شد.


 


علت دیگر مخفی بودن قبر ایشان، وصیت و تاکید حضرت فاطمه زهرا (س) بر آن، بوده است مبنی بر اینکه پیکر پاکش شبانه دفن و قبر مطهرش پنهان و مخفی شود.


 


به هر حال این وصیت و این نوع تدفین موجب شده که قبر آن حضرت مخفی و اقوال و آرای مختلف در میان محدثان و مورخان در مورد محل دفن وی پدید آید.


 


* چند احتمال درباره محل دفن ایشان وجود دارد؟


 


ـ عده‌ای می گویند قبر حضرت فاطمه (س) در بقیع واقع شده، عده‌ای دیگر بر این عقیده‌اند که در داخل خانه‌اش قرار گرفته و بعضی دیگر احتمال می‌دهند در مسجد رسول خدا (ص) و در میان بیت و منبر آن حضرت باشد.


 


* آیا روایتی داریم که محل دفن حضرت فاطمه زهرا (س) را مشخص کرده باشد؟


 


ـ بله، روایات مسند و مورد اعتمادی از شش امام معصوم درباره محل دفن حضرت زهرا (س) در منابع شیعه نقل شده است. این روایات نشانگر آن است که حضرت، داخل خانه خود که در کنار مسجد و در جوار خانه رسول خدا (ص) قرار داشت دفن شده است.


 


* جالب است که از شش امام در این مورد روایت داریم!


 


ـ بله، در این روایات دو نکته قابل توجه است: یکی اینکه شاید کمتر حادثه‌ای وجود داشته باشد که درباره آن از شش امام معصوم بالاتفاق روایت نقل شده باشد. نکته دوم این است که متن این روایات، دفن شدن آن حضرت در بقیع را با صراحت نفی می‌کند.


 


* ممکن است نمونه‌ای از این روایات را نقل بفرمایید؟


 


ـ در یکی از آن روایات، مرحوم شیخ صدوق از ابی‌نصر بزنطی نقل می‌کند که از امام علی‌بن موسی الرضا (ع) از محل قبر حضرت فاطمه (ع)سوال نمودم، حضرت فرمود: «دفنت فی بیتها فلما زادت بنو امیه فی مسجد صارت فی مسجد » یعنی امام رضا جواب داد: حضرت در داخل خانه‌اش دفن شده و بعد که بنی‌امیه خواستند مسجد را توسعه دهند خانه را تخریب کردند و قبر حضرت در مسجد، قرار گرفت.


 


این روایت را مرحوم کلینی، ابن شهرآشوب و علامه مجلسی نیز نقل کرده‌اند.


 


روایت دیگری را هم عرض کنم؛ سید‌بن طاووس در کتاب «المسائل واجوبتها من الائمه» نقل می‌کند: محمد همدانی می‌گوید: به آن حضرت نوشتم: اگر صلاح می‌دانید مرا از محل دفن مادرتان فاطمه زهرا (س) آگاه سازید که آیا در مدینه است یا همانگونه که مردم می‌گویند در بقیع قرار دارد؟ آن حضرت در جواب نوشت: «هی مع جدی صلوات الله علیه» یعنی حضرت زهرا (س) در جوار جدم رسول الله (ص) دفن شده است.


 


* نظر علمای معروف شیعه در این باره چیست؟


 


ـ مرحوم شیخ صدوق پس از نقل اختلاف در محل دفن آن حضرت می‌گوید عده‌ای از محدثین روایاتی را نقل کرده‌اند که دلالت دارد بر اینکه آن حضرت داخل خانه‌اش به خاک سپرده شده است، سپس می گوید: «و هذا هو الصحیح عندی» یعنی به نظر من هم این قول صحیح است.


 


شیخ طوسی هم این نظر را دارد. وی می‌گوید بهترین قول‌ها این است که حضرت زهرا (س) داخل خانه‌اش یا در روضه دفن شده است.


 


مرحوم طبرسی نیز معتقد است که قول کسانی که می‌گویند مدفن حضرت، در بقیع است، قول بعیدی است و دو قول دیگر که داخل خانه‌اش و یا در روضه دفن شده است صحیح به نظر می‌رسد.


 


علامه مجلسی هم می‌فرماید: همانگونه که در کتاب مزار بیان کرده‌ایم، اصح اقوال این است که آن حضرت داخل خانه‌اش دفن شده است.


 


همچنین علامه حسن زاده آملی، که خود از صاحبدلان است، می نویسد: بعضی از صاحبدلان به طریق خاصی از علم جفر، سؤال طرح کرده‌اند که «یا علیم، قبر فاطمه زهرا (س) در کجای مدینه است؟» جواب گرفته‌اند که: «جای قبر، خانه شفیع جمیع امت است


 


* آیا حضرت‌عالی، همین نظر را دارید؟


 


بله، یک خاطره‌ای از شیخ محمد علی عمری (ره) رهبر شیعیان حجاز که اخیراً از دنیا رفت برایتان بگویم. در ماه رمضان سال 1426 قمری در مدینه منوره با ایشان ملاقات داشتم، ضمن مطالب سودمند درباره قبر شریف حضرت زهرا فرمودند: قبر آن حضرت مسلماً داخل بیت خودش است و زمانی که ما کودک بودیم، قبر آن حضرت مشخص بود و ارتفاع آن به یک متر می‌رسید، ایشان اشاره کرد به عصایی که در دست من بود و گفت: تقریبا به ارتفاع عصای شما بود.


 


* آیا شواهد و قرائن دیگری مبنی بر دفن شدن حضرت فاطمه زهرا (س) در خانه خود وجود دارد؟


 


ـ تردیدی نیست که دفن شدن در کنار قبر پیامبر اکرم (ص) برای هر مسلمانی بزرگترین افتخار دنیوی و عالی ترین مقام معنوی است. شما ببینید طبق همین اصل، سران سقیفه با بهره‌گیری از شرایط موجود و بدون اذن، توانستند کنار حضرت رسول (ص) دفن شوند.


 


باز بر همین اصل بود که امام مجتبی (ع) وصیت کرد که در صورت امکان در کنار تربت جد بزرگوارش رسول اکرم (ص) دفن شود ولی با اجبار و اکراه مانع شدند.


 


در مورد حضرت زهرا (س) افزون بر آنچه گفته شد، وجود ارتباط خاص معنوی و روحانی متقابل و عاطفه و محبت غیر قابل وصف بین رسول خدا (ص) و ایشان، و با توجه به اینکه هیچ مانعی از دفن شدن آن حضرت در داخل خانه‌اش متصور نیست، چگونه می‌توان قبول کرد که حضرت فاطمه (س) راضی شود در جایی غیر از خانه خودش و غیر از جوار پدر بزرگوارش دفن شود؟!


 


* نظر علمای اهل تسنن در باره مدفن حضرت زهرا (س)چیست؟


 


علمای اهل سنت در باره مدفن حضرت زهرا (س) سه قول آورده‌اند: یکی داخل بیت خود ایشان. این قول را ابن‌شیبه از قدیمی‌ترین مورخان آورده است و مدینه‌شناس مشهور یعنی عبدالعزیز نقل می‌کند که وی می‌گفت: حضرت فاطمه (س) داخل خانه‌اش دفن شده است.


 


قول دیگر آنها این است که حضرت، در بقیع دفن شده است البته در تعیین محل دقیق آن اختلاف نظر دارند.


 


قول سوم آنها این است که داخل حرم ائمه بقیع دفن شده است. این قول را می‌توان قول مشهور میان علمای اهل سنت دانست. دلیل طرفداران این قول وصیت امام حسن مجتبی (ع) است که فرمود: «ادفنونی عند قبر امی فاطمه» مرا کنار قبر مادرم فاطمه (س) به خاک بسپارید.







[ پنج شنبه 29/2/91 ] [ 12:43 عصر ] [ سیدمرتضی ناصری کرهرودی از اراک معلم باز نشسته ] [ نظر ]

 






* مراد این روایت چیست؟


 


در عین اینکه اصل وصیت امام مجتبی (ع) از نظر تاریخی مورد تایید است اما منظور امام حسن مجتبی (ع) از جمله «امی فاطمه» مادر بزرگوارش «فاطمه بنت اسد» است نه مادرش حضرت زهرا (س) چون اطلاق کلمه «ام» به مادر بزرگ، یک اطلاق شایع و گسترده است.


 


شاهدش اینکه ابن‌حبان از بزرگترین محدثان و علمای اهل سنت در قرن چهارم در مورد قبر امام مجتبی (ع) می‌نویسد: حسن بن علی (ع) در کنار قبر مادر بزرگش فاطمه بنت اسد، دفن شده است.


 


* عده‌ای معتقدند حضرت فاطمه زهرا (س) در محل «روضه» دفن شده است، نظرتان چیست؟


 


ـ‌ می‌گویند روضه آن بخش از مسجد النبی است که میان منبر و خانه پیامبر قرار گرفته است.


 


اصطلاح روضه و نامگذاری آن مکان مقدس به این اسم، برگرفته از گفتار رسول خداست که فرمود: «ما بین بیتی و منبری روضة من ریاض الجنة» یعنی بین خانه و منبرم، باغی از باغ‌های بهشت است.


 


محدوده روضه نزد شیعه با محدوده روضه در نظر اهل سنت متفاوت است.


 


به نظر ما، روضه از دیوار محراب مسجد النبی (ص) در جنوب ـ که امروزه با نرده‌های فلزی مشخص است ـ آغاز و در شمال به چهارمین ستون منتهی می‌شود. یعنی یک ستون بیشتر از آنچه اهل سنت می‌گویند و حد دوم آن در شرق داخل بیت پیامبر (ص) و بیت فاطمه زهرا (س) است و در سمت غرب محاذی منبر شریف است.


 


اما پاسخ شما در مورد احتمال دفن ایشان در روضه، این است که ما باید ببینیم منظور از روضه چیست؟ اگر مرادتان محدوده‌ای است که شیعه معتقد است و بیت حضرت زهرا را نیز شامل می‌شود؟ باید عرض کنم مساله دفن شدن آن بزرگوار در روضه (به این معنا) در واقع مکمل روایاتی خواهد بود که با صراحت دلالت دارند بر اینکه پیکر آن بانو در داخل بیت خویش به خاک سپرده شده است. زیرا از نظر شیعه، روضه دارای مفهوم وسیعتر بوده و شامل بیت پیامبر و حضرت فاطمه (س) نیز می‌شود.


 


اما اگر مراد از روضه تنها فاصله بیت و منبر باشد علاوه بر اینکه دلیلی بر مدفون بودن حضرت زهرا سلام الله علیها در آنجا وجود ندارد، اگر پیکر حضرت زهرا (س) در روضه (به این معنا) دفن شده باشد، اشکال فقهی نیز بر آن متوجه آن خواهد شد چرا که از نظر شرع، دفن شدن جنازه ـ متعلق به هر کسی که باشد ـ در مسجد و محلی که برای عبادت مسلمانان وقف شده است مجوز شرعی ندارد و لااقل مکروه است، و ائمه هدی (ع) بیشتر از هر کس، احکام الهی را مراعات می‌کردند. طبق این تحلیل، چگونه جسد مطهر حضرت زهرا (س) در روضه، که حساس‌ترین جای مسجد پیامبر (ص) است، دفن شده است؟ و اگر چنین امری جایز بود، پیکر پاک رسول خدا (ص) بر این کار، اولی و سزاوارتر بود.


 


* پس جمع‌بندی بحث این شد که حضرت زهرا داخل خانه خود، مدفون است و احتمالات دیگر بسیار بسیار ضعیف است؟


 


ـ بله از مجموع ادله و شواهد به دست می‌آید که قبر مطهر حضرت زهرا (س) در بیت خود و در کنار مسجد رسول خدا (ص) است.


 


* اگر حضرت زهرا (س) در خانه خود مدفون است پس جریان تشییع جنازه، تابوت و .... چگونه توجیه می‌شود؟ چون به هر حال تابوتی برای حضرت ساختند و ایشان را مخفیانه تشییع کردند.


 


ـ حضرت، دو خانه داشته‌اند. خانه اول کنار مسجد پیامبر بود و خانه دوم نزدیک بقیع بود. حوادث مهم تاریخی هم بیشتر در خانه دوم اتفاق افتاده است که از جمله یورش به خانه حضرت زهرا (س) و آتش زدن آن، دوران نقاهت ایشان، ملاقات‌ها و حوادثی که در ایام نقاهت حضرت زهرا (س) اتفاق افتاده در خانه دوم بوده است. لذا مراسم تجهیز و تشییع آن بانوی مکرمه، مربوط به منزل دوم بوده و از آنجا به سمت منزل اول تشییع شده و در منزل اول کنار مسجد دفن شده است.


 


* پس با این بیان، اشکالی که برخی وارد کرده‌اند (چگونه خانه حضرت زهرا (س) را سوزاندند در حالی که منزل ایشان، کنار مسجدالنبی بود و سقف مسجد و قبر رسول خدا (ص) از شاخه های قابل اشتعال بود، لذا اگر آن خانه را می‌سوزاندند همه مسجد آتش می‌گرفت) حل می شود‌؟


 


ـ بله، این حادثه در بیت دوم امیرالمؤمنین (ع) اتفاق افتاده نه بیت اول که کنار مسجد بود و اینطور اشکال‌ها برای از بین بردن حوادث مهم آن زمان است.


 


* عده‌ای معتقدند که؛ وهابی‌ها می‌خواهند قبر حضرت را مشخص جلوه دهند و اصرار دارند که حضرت زهرا (س) در بقیع، دفن شده و لذا قبر فاطمه بنت اسد را قبر حضرت زهرا معرفی می‌کنند. نظرتان چیست؟


 


ـ تحریف این واقعیت و اصرار و تلاش نویسندگان آنها، در طول تاریخ وجود داشته است. حکومت‌ها در طول تاریخ با معرفی قبر حضرت زهرا (س) در داخل حرم ائمه بقیع، می‌خواستند فشار عقیدتی و سیاسی را از خود دور کنند. همه اینها در راستای سر پوش گذاشتن به ایراد و انتقادی است که در طول تاریخ از سوی پیروان مکتب اهل بیت (ع) به خط فکری مخالفان اهل بیت (ع) از لحاظ مخفی بودن قبر یگانه یادگار رسول خدا (ص) مطرح شده است.


 


به همین جهت، حکومت‌ها مجبور بودند به هر عنوانی که شده قبری برای فاطمه دختر رسول خدا (ص) معرفی کنند، لذا در طول تاریخ و حتی در دوران حکومت سعودی‌ها کتیبه‌هایی در حرم ائمه بقیع، مبنی بر واقع شدن قبر فاطمه زهرا (س) در این محل، نصب شد و در این راستا برای فاطمه بنت اسد مدفن‌هایی غیر از این مدفن اصلی معرفی کردند.


 


همه این تلاش‌ها به خاطر این است که سوال بزرگ تاریخ را از بین ببرند که چه شرایطی اتفاق افتاد که قبر فاطمه زهرا (س) دختر پیامبر اکرم (ص) مخفی ماند. و این هشداری جدی برای حقیقت‌طلبان است!


 


* علت اینکه امامان بعدها محل دفن را فرموده اند چه بوده است؟ ‌آیا منافاتی با مخفی ماندن ندارد؟


 


ـ خیر، اوایل باید مخفی می‌ماند، چون اوضاع و شرایط بسیار بد بود اما بعدها این شرایط حساس و سخت از بین رفت لذا اظهار کردند که در خانه خود مدفون شده است. سؤال تاریخی همچنان نیز باقی است که چرا و به چه علت در آن زمان قبر شریف ایشان مخفی ماند‌؟!


 


این مطلب درباره قبر شریف حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام نیز هست، قبر ایشان نیز بعدها معلوم شد.


*****


 


علامه حسن زاده آملی در کتاب هزار و یک کلمه جلد 3 – ذیل کلمه 345 می فرماید:


 


ph-10443 


 


حق اینست که قبر حضرت فاطمه بنت رسول الله(ص) در مدینه در بقعه رسول الله و در جوار آن حضرت است . و آن قبری که در بقیع به نام فاطمه شهرت دارد، قبر فاطمه بنت اسد مادر امیرالمومنین علی (علیهما السلام) است.


 


مختار دویست نهج البلاغه این است :


« و من کلامٍ له (علیه السلام) عند دفن سیدة النساء فاطمه علیها السلام: السلام علیک یا رسول الله عنّی و عن ابنتک النازلة فی جوارک ....


 


به چند سطری که در صحیفه مصادر نهج البلاغه نگاشته ایم، التفات بفرمایید:


اعلم انّ روایة الکلینی فی الکافی، والشیخ الطوسی فی الامالی نصّ صریح علی انّ عصمة الله الکبری، سیدة النساء لیلة القدر فاطمه بنت رسول الله (صلوات الله علیهما)مدفونةٌ فی جوار ابیها فی بقعته، و هذا هوالحق.


 


و قد روی السید الاجل ابن طاوس فی الاقبال ذالک القول الحق عن جامع کتاب المسائل و اجوبتها ، و فیه :


ابوالحسن ابراهیم بن محمد الهمدانی قال کتبت الیه – یعنی الی الامام علی بن محمد الهادی(علیهما السلام)- ان رأیت ان تخبرنی عن بیت امّک فاطمه علیها السلام أ هی فی طیبة، او کما یقول الناس فی البقیع؟ فکتب : هی (علیها السلام) مع جدّی(صلوات الله علیه و آله). (الاقبال، من الطبع الاول الرحلی الحجری، ص 624)


 


و اقول: کلام الوصی مخاطباً رسول الله بقوله :« السلام علیک یا رسول الله »، کذالک قوله : « النازلة فی جوارک »، و قوله فی آخر کلامه : « السلام علیکما سلام مودع » نصٌ صریحٌ علی ذالک الحکم الحکیم. ..... الخ.


 


بعضی از صاحبدلان به طریق خاصی از علم جفر نیز جواب گرفته است که (جای قبر خانه شفیع جمیع امت است)وصورت لوح آن این است:یا علیم قبر فاطمه زهراء-علیها السلام-در چه جای مدینه است؟


بیست ودوم ربیع الآخرهزار وسیصد ونود وهفت= 9=45=441=4374=(میزان=7=16=124=42+82)








 


[ پنج شنبه 29/2/91 ] [ 12:40 عصر ] [ سیدمرتضی ناصری کرهرودی از اراک معلم باز نشسته ] [ نظر ]

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی جمیع الانبیاء و المرسلین سیما خاتمهم و افضلهم محمد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و اهل بیته الاطیبین الانجبین سیما بقیة الله فی العالمین بهم نتولی و من اعدائهم نتبریء الی الله





بحثِ درباره? شخصیت صدیقه?? نساء عالمیان[سلام الله علیها] از این جهت مهم است که آن حضرت مانند انبیا و اولیای دیگر(علیهم السلام) اسوه? جوامع بشری‌اند؛ همان‌طوری که پیغمبر و امام اسوه هست برای تمام افراد جامعه (اعم از زن و مرد) زنان با فضیلت عالم هم اسوه‌اند برای همه افراد ملّت (اعم از زن و مرد) [و] همان‌طوری که امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) اسوه است و امام است هم برای زنها هم برای مردها، فاطمه? زهرا(سلام الله علیها) هم ولیّ خدا است (هم برای زنها و هم برای مردها) آن حضرت انسان نمونه است و اسوه? انسانها، نه مخصوص زنها؛ چه اینکه امیرالمؤمنین(علیه السلام) که انسان نمونه است و مقتدای همه? انسانها است [و] مخصوص مردها نیست.




ـ دلیل قرآنی بر اسوه بودن زنان با فضیلت بر مردم


دلیل قرآنی این مطلب آن است که ذات اقدس الهیی وقتی می‌خواهد نمونه?? مردم با فضیلت را ذکر بکند، مریم[سلام الله علیها] را یادآور می‌شود، می‌فرماید: نمونه?? مردم خوب مریم است، نمونه?? مردم خوب آسیه است: ?وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَةَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِى عِندَکَ بَیْتاً فِى الْجَنَّةِ?[2] ، ?وَ مَرْیَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ?[3] ؛ نمونه?? مردم خوب مریم است. نفرمود «ضرب الله مثلا للاتی آمن مریم»؛ نفرمود نمونه?? زنان خوب مریم است، فرمود: نمونه?? مردم خوب مریم است.


مطلب سوّم آن است که در فرهنگ محاوره مردم غیر از مردان‌اند. وقتی شما می‌خواهید از ملّت مسلمان ایران سخن بگویید، می‌گویید: مردم انقلاب کردند، مردم تظاهرات کردند، مردم در انتخابات شرکت کردند. مردم اعم از مردان و زنان‌اند، مردم غیر از مردان‌اند؛ مردان در برابر زنان‌اند ولی مردم، یعنی افراد یک ملّت. تعبیر قرآن کریم هم همین است، نمی‌گوید رجال در برابر نساء بلکه می‌گوید «مردم»، ?الَّذِینَ آمَنُوا?[4] ، نمونه?? مردم خوب (اعم از زن و مرد) مریم[سلام الله علیها] است؛ چه اینکه نمونه?? مردم خوب (اعم از زن و مرد) علی‌بن‌ابی‌طالب[علیه السلام] است.




ـ انبیا مربی جانِ منزه از ذکورت و انوثت


خصوصیتهای اجرایی هر کسی برابر با بدن خود تکلیفی دارد؛ تکلیف زنها جدا، تکلیف مردها [هم] جدا، اما تربیت و علم این برای انسانیّت است و انسانیّتِ انسان به جان او است و جان انسان نه مذکر است نه مؤنّث؛ این بدن است که یا مذکر است یا مؤنّث؛ وگرنه جان انسان که روح ملکوتی است از آن جهت که مجرّد است، نه مذکر است و نه مؤنّث و انبیا برای تربیت جان مردم آمدند، لذا فرقی بین زن و مرد در علوم و معارف و اخلاق نیست. از این جهت که قرآن کریم نمونه? مردم خوب را آسیه و مریم[سلام الله علیهما] می‌داند و نمونه? مردم بد را زن نوح و لوط می‌شمارد، معلوم می‌شود اگر مرد خوب بود، نمونه? مردان و زنان خوب است و اگر زن وارسته بود، نمونه? مردان و زنان است.




- ضرورت معرفت و تأسی به سنت و سیرت حضرت زهرا(سلام الله علیها)


گرامیداشت سالگشت شهادت سیده? نساء عالمیان(سلام الله علیها) برای آن است که به آن حضرت تأسی کنیم، آن‌گاه در ماتم آن حضرت هم اشک بریزیم و ثواب ببریم.
عمده آن است که به سیرت و سنّت آن حضرت آشنا بشویم و عمل کنیم. سیرت و سنت آن بانو در توحید او و در استقامت او است یعنی او موّحد کامل بود و پایدار تام؛ هم در مسئله? دینی خود مشکل علمی نداشت، هم در مسئله? منش و گرایش و عمل مشکل عملی نداشت. انسان یک بخشی به نام اندیشه? دارد، یک بخشی هم به عنوان انگیزه؛ نه بیش از این دو بخش برای بشر هست و نه کمتر از این. اگر اندیشه? یک ملّتی سائد بود و انگیزه? یک ملّتی صالح بود، این ملّت باتقواست. در قرآن کریم به همین دو بخش یعنی اندیشه? خوب وانگیزه? خوب اشاره کرد، فرمود: ?إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ?، یک ?ثُمَّ اسْتَقَامُوا?[5] دو؛ آن توحید و اندیشه? به علم و معرفت برمی‌گردد [و] این استقامت و پایداری به انگیزه و عمل برمی‌گردد.




- نزول ملائکه، ثمره? بینش و گرایش توحیدی


اگر ملّتی خوب بفهمد و خوب عمل بکند، ملّت باتقواست [و] بر چنین مردمی فرشتگان نازل می‌شوند. تنها سخن از نجات از جهنّم نیست، تنها سخن از ورود به بهشت نیست؛ این فضایل برای ضعاف یا اوساط از مردان با ایمان است آنها که مقداری برتر می‌اندیشند می‌گویند «هنر در این نیست که کسی جهنّم نرود»، وجود مبارک امام سجاد[علیه السلام] فرمود: با این همه رحمت الهی اگر کسی جهنّم برود تعجّب است[6] . خدایی که یک گناه را یک کیفر می‌دهد و یک ثواب را ده برابر پاداش می‌دهد، اگر کسی یکی‌های او بر ده‌تاهای او غالب بشود تعجب دارد[7] .
بنابراین جهنّم رفتن تعجّب دارد، نه نجات پیدا کردن. مردان الهی به این فکر نیستند که جهنم نروند، این یک همّت نازل است و از وجود مبارک رسول گرامی(علیه و علی آله آلاف التحیة والثناء) رسیده است که خداوند همتهای بلند را دوست دارد: «ان الله [سبحانه و تعالی] یحب معالی الامور و یکره سفسافها»[8]?
پس همّت این باشد که با فرشتگان در ارتباط باشیم، ملائکه بر ما نازل بشوند و ما حرف ملائکه را بشنویم، پیام ملائکه را تحمل کنیم و دریابیم و خدا این وعده را داد، فرمود: اگر کسی از نظر معرفت کامل بود و از نظر عمل ثابت قدم بود ملائکه بر او نازل می‌شوند: ?إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلاَئِکَةُ?[9]




- عوامل مؤثر در کیفیت ارتباط با عالم غیب


منتها هم معرفت درجاتی دارد، هم استقامت مراتبی دارد، هم ملائکه اصناف متعدد دارند، هم تنزل آنها درجاتی دارد، هم تجلی آنها یکسان نیست. گاهی انسان در عین حال که اهل معرفت و پایداری است، فرشته بر او نازل می‌شود، مطلبی را به او می‌فهماند، ولی او نمی‌فهمد که مهمان کدام و این مطلب را چه کسی در دل او القا کرده است گاهی ممکن است خیال کند خودش مطالعه کرده، گاهی خیال کند به وسیله? رفیق یا استاد فهمیده در حالی که آن معلم غیبی مطلبی را در قلب او القا کرده است. گاهی هم انسان آن فرشته? غیب را می‌شناسد، پس اگر کسی اهل معرفت و پایداری بود، فرشتگان عالم بر او نازل می‌شوند با این تفاوتهای پنج‌گانه‌ای که اشاره شد.




ـ شاهد بر سرآمد بودن بینش توحیدی حضرت زهرا(سلام الله علیها)


سیده? نساء عالمیان فاطمه? زهرا(صلوات الله وسلامه علیها) هم در مسئله? معرفت ممتاز بود، هم در مسئله? پایداری [و] هم در اندیشه? توحیدی سرآمد بود هم در انگیزه? استقامت و پایداری کسانی که با خطبه‌های نهج البلاغه آشنا هستند مستحضرند که همه? خطبه‌های نهج‌البلاغه در یک حدّ نیست؛ بعضی از خطبه‌ها که درباره? توحید گفته شد بسیار بلند است، ولی بلندترین و مهم‌ترین خطبه‌های توحیدی نهج البلاغه را کسی مطالعه کند، می‌بیند که تقریباً 25 سال قبل از اینکه علی‌بن‌ابی‌طالب(سلام الله علیه) این خطبه‌ها را ایراد کند، سیده? نساء عالمیان فاطمه? زهرا(سلام الله علیها) در جریان استرداد خلافت، حمایت از ولایت [و] استرداد فدک آن خطبه? توحیدی را ایراد کرده است که آن خطبه غیر از خطابه است. یک حرفی با مردم دارد مردم باید بفهمند [و] یک حرفی با خدای خود دارند آنها که الهی هستند باید بفهمند. خطبه‌های ائمه غیر از خطابه‌های آنهاست. سخنرانی برای توده? مردم است [و] آن خطبه‌ها رابطه? ملکوتی عبد و مولا است، اگر کسی آن سویی شد، از خطبه‌ها مدد می‌گیرد و اگر این سویی بود، از خطابه‌ها استمداد می‌کند. اگر کسی خطبه‌ها را و نه خطابه، خطبه‌ها را ارزیابی کند می‌بیند بسیاری از معارف خطبه‌های نهج البلاغه علی(سلام الله علیه) 25 سال قبل به بیانات گهربار فاطمه? زهرا(سلام الله علیه) انشا شده است[10] .




- حضرت علی(علیه السلام) همتای زهرای بتول(سلام الله علیها)


این بانو در بخش اندیشه? و معرفت ممتاز بود؛ آن قدر ممتاز بود که از آدم[علیه السلام] تا علی‌بن‌ابی‌طالب[علیه السلام] کسی همتای او نبود. آن روایتی که وجود مبارک امام صادق[سلام الله علیه] می‌فرماید: اگر علی‌بن‌ابی‌طالب[علیه السلام] نبود از آدم تا انقراض عالم، هیچ کس همسر فاطمه[سلام الله علیها] نمی‌شد ، این دو پیام دارد: یکی اینکه هیچ کدام از انبیای گذشته هم همتای زهرا(سلام الله علیهم اجمعین) نبودند و یکی اینکه هیچ کدام از انبیای گذشته هم همتای علی‌بن‌ابی‌طالب نبودند؛ به هر تقدیر اگر اندیشه‌اش در تمام اوج است؛ پس از نظر اندیشه و علم کمبودی ندارد.




ـ شاهد بر سر آمد بودن گرایش الهی حضرت زهرا(سلام الله علیها)


از نظر انگیزه و استقامت و پایداری هم مادون خدا هر چه بود و هر چه هست برای این بانو حقیر و قلیل بود [و] چیزی برای او جاذبه نداشت. اگر وجود مبارک پیغمبر به احترام او برمی‌خاست و می‌بوسید و او را به جای خود می‌نشاند و این کار را مکرّر انجام می‌داد که عایشه می‌گفت «هر وقت فاطمه(سلام الله علیها) وارد می‌شد پیغمبر به احترام او برمی‌خاست، دستش را می‌گرفت و می‌بوسید و او را به جای خود می‌نشاند» برای همان انگیزه‌های ‌استوار [و] برجسته این بانو است «کانت اذا دخلت علیه»[12] ، یعنی بر پیغمبر وارد می‌شد «أخذ بیدها فقبلها و أجلسها فی مجلسه»[13] ، پیغمبر وقتی وارد می‌شد فاطمه(سلام الله علیهما) از جا برمی‌خاست «فقبلته و أخذت بیده فأجلسته فی مکانها»[14] ، به هر تقدیر، وقتی چنین انگیزه‌ای باشد که مادون خدا برای او کوچک باشد این می‌شود ?اسْتَقَامُوا?، مصداقِ کامل ?إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ?[15] ، در بخش معرفت ?ثُمَّ اسْتَقَامُوا?[16] ، در بخش عمل، این بانو و سایر اهل بیت‌اند، آن‌گاه ?تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلاَئِکَةُ?[17] ، چون معرفت اینها در اوج است، استقامت اینها در اوج است [و] فرشتگان هم مراتبی دارند، بالاترین آنها جبرئیل(سلام الله علیه) است او می‌آید. علوم هم مراتبی دارد. بالاترین علم، علم غیب آینده و گذشته است، آن را می‌آورد.




ـ نزول مستمر جبرئیل بر حضرت زهرا(سلام الله علیها)


لذا مرحوم کلینی(رضوان الله تعالی علیه) نقل می‌کند: بعد از رحلت پیغمبر(علیه وعلی آله آلاف التحیة والثناء) «کان جبرئیل(ع) یأتیها»[18] ؛ این هم نشانه? استمرار است یعنی مکرّر جبرئیل(سلام الله علیه) نازل می‌شد و وجود مبارک این بانو کلمات جبرئیل(سلام الله علیهما) را می‌شنید [و] به علی‌بن‌ابی‌طالب می‌گفت: وقتی جبرئیل آمده کلماتی دارد و علی‌بن‌ابی‌طالب(سلام الله علیهما) حاضر می‌شد و کلماتی که جبرئیل می‌گفت و فاطمه? زهرا[سلام الله علیهما] می‌شنید، علی‌بن‌ابی‌طالب[سلام الله علیه] می‌نوشت که «یکتب کلَّ ما سمع»[19] نه «کلّما سمع»، اینکه در کافی به این وضع ضبط شده است ناصواب است «کلَّما» نه [بلکه] «کلَّ ما سمع»، هر چه را که علی‌بن‌ابی‌طالب[سلام الله علیه] از این صحنه [نزول و تکلم جبرئیل با حضرت فاطمه(سلام الله علیها)] می‌شنید یادداشت می‌کرد خب، مستحضرید جبرئیل(سلام الله علیه) برای هر پیغمبری نازل نمی‌شد؛ چه اینکه عزرائیل(سلام الله علیه) هم برای قبض روح هر کسی نازل نمی‌شود. برای قبض روح مؤمنین متوسط آن مأموران زیر دست عزرائیل(سلام الله علیهم أجمعین) نازل می‌شود که ?تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا..? ،[20] برای انبیای بزرگ عزرائیل(سلام الله علیه) نازل می‌شود برای بسیاری از انسانهای کامل باید جبرئیل نازل بشود، وگرنه برای دیگران این چنین نیست. خب، جبرئیل[سلام الله علیه] برای این بانو(صلوات الله وسلامه علیها) نازل می‌شد و اخبار غیبی را گزارش می‌داد و علی‌بن‌ابی‌طالب می‌نوشت.




- ختم وحی تشریعی و باقی وحی تسدیدی


آن وحیی که با رحلت پیغمبر[صلّی الله علیه و آله و سلّم] قطع شد آن وحی تشریعی است؛ یعنی دین تا زمان پیغمبر به مرحله? کمال رسید، اکثری بود نه اقلّی [و] به حدّ کمال خودش هم بار یافت که ?الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ?[21] این وحی تشریعی است؛ اما وحی تسدیدی، وحی انبایی، انحاء وحی، اقسام دیگر وحی «الی یوم القیامه» برای معصومین هست که حکم خاص خودش را دارد.




- مصحف حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)


اخبار غیبی به وسیله? جبرئیل(سلام الله علیه) بر بانوی مُلْک و مَلکوت نازل می‌شد و این از این فروغ غیبی که مربوط به جریان مُصحف فاطمه[سلام الله علیها] است با خبر بود و علی‌بن‌ابی‌طالب[سلام الله علیه] علم غیب را می‌نوشت. مرحوم کلینی و دیگران نقل کردند که وجود مبارک امام صادق(سلام الله علیه) منابع علمی خودشان را که می‌شمردند، گذشته از قرآن گذشته از جفر و جامعه مصحفِ فاطمه[سلام الله علیها] است[22] این مصحف فاطمه به منزله? قرآن که تفسیر باطن قرآن است، تعبیر قرآن است، اسرار عالم در او است، این منبع علمی ائمه بعدی است؛ یعنی ائمه? بعدی همان طوری که از قرآن مدد می‌گیرند از ظاهر قرآن، از باطن قرآن، از تنزیل قرآن، از تأویل قرآن استمداد می‌کنند، از ظاهر مصحف فاطمه، از باطن مصحف فاطمه، از تنزیل مصحف فاطمه، از تأویل مصحف فاطمه استمداد می‌کنند.




ـ فاطمه? زهرا(سلام الله علیها) حجت خدا بر حجج الهی


اگر چنانچه وجود مبارک معصوم می‌فرمایند که ما حجّت بر مردم هستیم و بانوی دو عالم حجّت خدا است بر ما؛ چون او واسطه? فیض است. این علومی که در مُصحف فاطمه[سلام الله علیها] است به وسیله? آن سیده? نساء عالمیان به ائمه? بعدی رسیده است. اگر معلم مجرای فیض تعلیمی خداست و اگر معلم غیبی، حجّت است و اگر مجرای فیض است و اگر «حجة الله علی المتعلّم» است، وجود مبارک امام صادق[علیه السلام] می‌فرماید: وجود مبارک سیده? نساء عالمیان حجّت خدا است بر ما.
جود مبارک علی‌بن‌ابی‌طالب[سلام الله علیه] در بعضی از مسائل فقهی و حقوقی به گفتار فاطمه[سلام الله علیها] استدلال می‌کند: فاطمه چنین گفته است[24] . اگر مطلبی از فاطمه? زهرا(سلام الله علیها) برسد، این «حجّت الله» است [و] در حجیت عصمت شرط است و نه امامت.
[بنابراین] اگر کسی امام نبود، ولی معصوم بود حرف او هم در اصول حجّت است، هم در فروع حجّت است، هم در فقه حجّت است، هم در حقوق حجّت است. خیلی مقام است برای این بانو که علی‌بن‌ابی‌طالب[سلام الله علیه] به سخن او استناد کند و استدلال کند، بگوید «فاطمه چنین فرموده است» خب، این می‌شود «حجة الله».




ـ استمداد از وحی عملی فرشتگان


چنین مقامی برای هر انسانِ عادل هست، منتها آنها در اوج، انسانهای عادل در حضیض. دامنه این قله را باید شناخت و طی کرد؛ گرچه دسترسی به آن قلل عالیه میسور افراد عادی نیست. فرشته‌ها نازل بشوند، اخبار غیبیه را بگویند مخصوص آن بانو است، اما با فرشته‌ها انسان مأنوس باشد، علوم ظاهری را یاد بگیرد و گاهی نیّتهای سالم و خالص پیدا کند این مقدور است، بلکه مأموریم.




- وحی علمی و وحی عملی


ما اگر از وحیِ علمی نتوانیم مدد بگیریم، بکوشیم که لااقل از وحی عملی استمداد کنیم. همه? وحیها علمی نیست، همه? الهامها معرفتی نیست، گاهی به جزم علمی برمی‌گردد، گاهی به عزم عملی برمی‌گردد. آنجا که جای نیّت است، آنجا که جای تصمیم است، آنجا که جای اراده است، آنجا که جای عزم است، آنجا که جای اخلاص است ما مشکلات فراوان داریم. در بسیاری از مسائل ما مشکل علمی نداریم [و] می‌دانیم چه حلال است [و] چه حرام؛ چه بد است [و] چه خوب؛ در بسیاری از موارد مشکلات ما، مشکلات جزمی است، مشکلات عزم است. مشکلات معرفتی نداریم [بلکه] مشکلات تصمیم و عزم و نیت و اخلاص داریم.
اگر مشکل ما، مشکل عزم است در بسیاری از موارد، آن عزم را اگر فرشتگان به ما عطا بکنند برای ما برکت است. مگر این زنبور عسل را فرشتگان معرفت می‌دهند یا راه نشان می‌دهند؛ مگر مادر موسی را ذات اقدس الهیی معرفت داد یا راه تصمیم گیری نشان داد؛ وگرنه دریا دریا، بود [و] تصمیم اینکه انسان این کار را بکند نیاز به الهام دارد: ?وَأَوْحَیْنَا إِلَی أُمِّ مُوسَی أَنْ أَرْضِعِیهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَیْهِ فَأَلْقِیهِ?[25] ، اینها به معرفت برنمی‌گردد، اینها به جزم علمی برنمی‌گردد [بلکه] اینها به نیّت، تصمیم، عزم و اراده برمی‌گردد پایگاه این بخش از وحی و الهام عقل عملی است و نه عقل نظری، انگیزه است و نه اندیشه.




ـ جوشش چشمه‌های حکمت از دل در پرتو چهل روز اخلاص


اگر ما چهل روز با اخلاص عمل کنیم، مخصوصاً کسانی که در حوزه یا دانشگاه به کارهای علمی مشغول هستند یا مسئولین دولت که به کارهای اجرایی کلان سرگرم‌اند، اگر چهل شبانه روز آنچه را که انجام می‌دهند فقط برای رضای خدا باشد، آن‌گاه می‌بینید چشمه‌های حکمت از درون دلها می‌جوشد. فرشتگان معدن شناس‌اند، کندوکاو می‌کنند، این «دفائن العقول» را اثاره می‌کنند، چشمه‌ها را اینها می‌جوشانند: «من أخلص لله أربعین صباحاً ظهرت ینابیع الحکمة من قلبه علی لسانه»[26] در بسیاری از موارد ما هیچ مشکل علمی نداریم. ما که نمی‌خواهیم به «ما کان» و «ما یکون» عالم بشویم. ما همین رساله? عملیه که در دست ما است که حلال خدا مشخص، حرام خدا مشخص، صحیح مشخص، سقیم مشخص، حَسَن مشخص، قبیح مشخص، همه اینها معلوم است. اگر ما اینها را عمل بکنیم [و] پرهیز از ریا و سُمَعه[27] داشته باشیم «و لله» باشد، آن‌گاه می‌بینید چشمه‌های حکمت می‌جوشد.




- مبدأ قابلی و مبدأ فاعل جوشش چشمه حکمت


این جوشش چشمه? حکمت یک مبدأ فاعلی می‌طلبد. هیچ چشمه‌ای خود به خود نمی‌جوشد. این اخلاص ما، این تلاش و کوشش ما فقط ما را به نصاب قابلی می‌رساند؛ یعنی نصاب قبول کامل می‌شود. یک مُستعد کامل، هر چه نصاب قبولش به تمامیت رسیده باشد خود به ‌خود جوششی ندارد، یک مبدأ فاعلی لازم است [و] آن مبدأ فاعلی همین فرشتگان الهی‌اند [که] اینها مفجّر أنهارند، چشمه‌ها را می‌جوشانند، آن‌گاه انسان احساس نشاط می‌کند.




ـ ضرورت اقتدا به بینش گرایش الهی زهرای مرضیه(سلام الله علیها)


بنابراین اگر گفتند سالگشت شهادت این بانو را گرامی بدارید، تنها برای این سینه زدن و مرثیه خواندن و اشک ریختن نیست [بلکه] این در صف نعال وظیفه است؛ این جزء آن ده درصد است، آن نود درصد وظیفه? ما پیروی اندیشه? عالمانه? آن حضرت، پیروی انگیزه مخلصانه? آن حضرت است، آن ده درصدش گریه کردن است. با گریه? بی‌معرفت، با گریه بی پایداری ممکن است انسان بخشی از ثواب را ببرد، اما به جایی نمی‌رسد که فرشته بر او نازل بشود و ما می‌توانیم به جایی برسیم که ملائکه بر ما نازل بشوند، این وعده را خدا به ما داده است.




[ پنج شنبه 29/2/91 ] [ 11:57 صبح ] [ سیدمرتضی ناصری کرهرودی از اراک معلم باز نشسته ] [ نظر ]

آنچه که یک شیعه درباره حضرت زهرا (سلام الله علیها) باید بداند+طرح





- همت بلند ارتباط با فرشتگان


چرا با همّت کوتاه زندگی کنیم؟ اگر به ما دستور دادند همّتتان بلند باشد چرا ما بلند همّت نباشیم؛ نسوختن مال خیلیها است هیچ بچه‌ای نمی‌سوزد، هیچ دیوانه‌ای نمی‌سوزد، هیچ کافر مستضعفِ روستایی دوردست نشین نمی‌سوزد، مستضعفانِ فکری را که به دوزخ نمی‌برند، این پست‌ترین همّت است که کسی به این فکر باشد که جهنم نرود. همّت آن است که انسان به جایی برسد که ?تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلاَئِکَةُ?[28] سرّ نازل شدنِ فرشته هم کسی را امام و پیغمبر نمی‌کند. ملائکه: ?وَمَا یَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّکَ إِلاَّ هُوَ?[29] درجات آنها، علوم آنها، مقامات آنها، آن قدر زیاد است که احدی به بارگاه آن علوم ملکوتیان نمی‌رسد. ماها در کارگاه تکلیف هستیم، آنها در بارگاه تشریف‌اند کسانی که در کارگاه تکلیف‌اند باید بلند همّت باشند در همین محدوده؛




ـ فاطمه زهرا(سلام الله علیها) حجت خدا بر حجج الهی


بنابراین اینکه وجود مبارک حضرت می‌فرماید: فاطمه[سلام الله علیها] حجّت خدا است بر ما، برای اینکه او مجرای فیض خالقیّت است، معلم ما است [و] ما همان طوری که به قرآن مراجعه می‌کنیم برای دریافت علوم، به باطن قرآن، به علم تفسیر قرآن، به مصحف فاطمه مراجعه می‌کنیم برای دریافت همین. این سبقه? تعلیم دارد، این معلم است برای ما و وقتی چنین سمتی را داشت می‌شود حجّت خدا بر ما. ما هم می‌گوییم خدا این چنین گفت، برای اینکه مادرمان این چنین گفت [و] می‌گوییم مطلب این چنین است، برای اینکه مادرمان می‌گوید، می‌گوییم در قیامت چنین مطلب اتفاق می‌افتد، برای اینکه مادر ما گفته است، این می‌شود «حجّة الله». اگر وجود مبارک امام صادق[علیه السلام] از درجات بهشت خبر می‌دهد، از درکات دوزخ خبر می‌دهد، از صحنه? صاعقه? قیامت خبر می‌دهد، از این وجود مبارک سؤال می‌کنیم این‌ مطالب که در قرآن کریم نیست از کجا می‌گویید در قیامت چنین است و چنان؟ می‌گوید «مادرمان گفته است». این می‌شود «حجّة الله»، «نحن حجج الله علی الخلق و فاطمة» که مادر اینها است «حجة الله علینا» و ما دسترسی به مصحف نداریم مگر از راه ائمه(علیهم الصلاة و السلام) این مقام برای آن بانو به حدی است که دیگر بحثهای دیگری که حالا وجود مبارکش در شب زفاف آن پیراهن عروسی خود را به یک زن سالمند، به زن مستمند داد اینها اصلاً مقام به حساب نمی‌آید.




- ناچیز بودن گذشتن از دنیا از نگاه اهل‌بیت(علیهم السلام)


کسی که کل دنیا برای او «عفطه? عنز» است از عفطه? عنز گذشتن هنر نیست. وقتی کسی به وجود مبارک امیرالمؤمنین[علیه السلام] عرض کرد: من بدهکارم، مستمندم حضرت به مأمور اموالش فرمود: «فأمر له بألف» هزار واحد به او بده. این شخص که مأمور مستغلات مالی حضرت [بود] عرض کرد: شما که فرمودید هزار واحد به او بدهید، هزار دینار یا هزار درهم؟ هزار مثقال طلا یا هزار مثقال نقره؟ فرمود: «کلاهما عندى حجران فأعطه الاعرابى أنفعهما له»[30] فرمود: هر دو نزد من سنگ است؛ طلا سنگ زرد است. نقره سنگ سفید. این طور نیست که اینها یک موجود مجرد عقلی باشند. فرمود: برای من یکی سنگ زرد است، یکی سنگ سفید، هر چه به حال او نافع‌تر است بدهید. خب، این همسر چنین بانویی است. اگر کسی برای او حل شد که طلا سنگ زرد است و نقره هم سنگ سفید است، از بخشش طلا و نقره مباهات نمی‌کند [بلکه] از نزول فرشته مباهات می‌کند.




ـ فاطمه? زهرا سیده? زنان عالم در دنیا و آخرت


اینکه ما می‌گوییم وجود مبارک فاطمه? زهرا[سلام الله علیها] سیده? نساء عالمیان است «من الاولین والآخرین» ولی مریم(سلام الله علیها) سیده? نساء عالمیان عصر خودش است، حجّت ما در این دعوا چیست؟ حجّت ما بیان اهل‌بیت(علیهم السلام) است، یک، [و] حجّت آنها همان است که مادرشان گفته است. فاطمه می‌فرمود: فرشتگان بر من نازل می‌شدند و سلام می‌کردند، می‌گفتند: «یافاطمة إن الله اصطفاکِ وطهرک و اصطفاک علی نساء العالمین»[31] ، این جملات را برای من می‌خواندند. حضرت می‌فرمود: من به ملائکه می‌گفتم اینها وصف مریم[سلام الله علیها] است که خدا در قرآن فرمود: ?یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اصْطَفَاکِ عَلَی نِسَاءِ الْعَالَمِینَ?[32] ملائکه گفتند: درست است که اینها در قرآن به عنوان وصف مریم[سلام الله علیها] آمده است، اما مریم سیده? نساء عالمیان عصر خودش است تو سیده? نساء عالمیان هستی «من الأولین والآخرین»[33] حتی تو سیده? بر مریم هستی. خب، اینکه ما می‌گوییم فرق مریم و فاطمه(سلام الله علیهما) این است که او در یک تاریخ خاص سیده? نساء عالم است، ولی فاطمه(سلام الله علیهما) در طول تاریخ تا قیامت سیده? نساء عالمیان است، بلکه در قیامت هم همین طور؛ چون ائمه فرمودند [و] ائمه هم چون فاطمه فرمود: البته پیغمبر[صلّی الله علیه و آله و سلّم] هم فرمود، روایات از وجود مبارک پیغمبر[صلّی الله علیه و آله و سلّم] هم هست[34] اما یک بخش قابل توجه‌اش همین است که خود فاطمه[سلام الله علیها] فرمود: فرشتگان بر من نازل می‌شدند و می‌گفتند: ?إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاکِ وَطَهَّرَکِ وَاصْطَفَاکِ عَلَی نِسَاءِ الْعَالَمِینَ?[35] ، من از ملائکه سؤال می‌کردم اینها که وصف مریم است! آنها در جواب می‌گفتند: مریم[سلام الله علیها] در یک مقطع تاریخ، سیده? نساء عالم بود، ولی تو در طول تاریخ [و] در دنیا و آخرت این چنین هستی[36] ؛ بنابراین حشر این بانو با فرشتگان بود. بیش از آن مقداری که با مردم محشور باشد با فرشتگان محشور بود؛ لذا حاضر نبود بسیاری از مردم را ببیند، مخصوصاً آن اوّلی و دوّمی و دیگران را.




- محجوب بودن اغیار از مشاهده تصرفات ملکوتی اهل‌بیت(علیهم السلام)


شما می‌بینید مقام فاطمه را امام بهتر از دیگران درک می‌کند، یک. سلمان بعد از امام بهتر از دیگران درک می‌کند، دو کارهایی که ائمه(علیهم السلام) داشتند یک سلسله کارهای عادی بود که همه? می‌فهمیدند [و] یک سلسله کارهای غیبی و ملکوتی بود که هر چه را آنها می‌خواستند [مردم] می‌فهمیدند؛ نه هر چه را مردم بخواهند. مگر جریان قرائت قرآن و قرآن خواندن وجود مبارک حسین‌بن‌علی(سلام الله علیهما) را همه شنیدند؟ هر که را خود حضرت می‌خواست شنید. آن بدن ظاهری حضرت را، آن سر مطهر حضرت را، خب، همه می‌دیدند؛ اما حالا این دهان، این بدن، این سر مطهر دارد قرآن می‌خواند مگر همه شنیدند، یا هر که را خود حضرت می‌خواست می‌شنیدند؟! هر که را خود حضرت می‌خواست یا برای تکلیف یا برای اتمام حجّت می‌شنیدند. در جریان فاطمه زهرا(سلام الله علیه) هم همین طور بود. شما جریان اینکه وجود مبارک فاطمه(سلام الله علیه) علی‌بن‌ابی‌طالب[سلام الله علیه] را با آن وضع دید گفت دست بردارید از پسر عموی من «خلوا عن ابن عمی … إن لم تخلوا عنه لأنثرن شعری … و لأصرخن الی الله تبارک و تعالی»[37] ؛ دست بردارید از پسر عموی من وگرنه سرم را برهنه می‌کنم و نفرین می‌کنم، مگر همه دیدند ستون مسجد می‌لرزد؟ برخیها که خود حضرت می‌خواست دیدند. سلمان می‌گوید: وقتی این سخن را فاطمه(سلام الله علیها) گفت که دست بردارید از علی‌بن‌ابی‌طالب[علیه السلام] وگرنه سر برهنه می‌کنم، نفرین می‌کنم؛ به قبر پیغمبر[صلّی الله علیه و آله و سلّم] مراجعه می‌کنم. تا این را گفت، من دیدم ستونهای مسجد برخاست گرد و خاکی بلند شد که حتی به خشون ما آمد [و] این قدر این ستون بلند شد که اگر کسی می‌خواست زیر ستون عبور کند می‌توانست[38] . مگر همه دیدند؟ اگر همه می‌دیدند که برمی‌گشتند. تازه این دید سلمان بود؛ آنچه را که وجود مبارک علی‌بن‌ابی‌طالب دید سلمان ندید. وقتی فاطمه[سلام الله علیها] فرمود: دست بردارید از پسر عموی من علی‌بن‌ابی‌طالب[علیه السلام] دیگر نگفت از شوهرم. ادب را در همه موارد رعایت می‌کرد. فرمود: «خلوا عن ابن عمی … إن لم تخلوا عنه لانثرن شعری … و لأصرخن الی الله تبارک و تعالی»، وجود مبارک علی‌بن‌ابی‌طالب به سلمان(رضوان الله تعالی علیه) فرمود: سلمان «أدرک إبنة محمّد»[39] ؛ برو دریاب فاطمه را؛ برای اینکه او اگر چنانچه: «فإنّى أری جنبتی المدینة تکفئان و الله إن نشرت شعرها و شقت جیبها و أتت قبر أبیها و صاحت إلى ربّها لا یناظر بالمدینة أن یخسف بها و بمن فیها..» ؛[40] فرمود: سلمان من می‌بینم دو طرف مدینه دارد می‌لرزد، سخن از ستون نیست [و] این علی[علیه السلام را] می‌خواهد. فرمود: سلمان شما نمی‌دانید الان دو طرف مدینه دارد می‌لرزد. این اگر سربرهنه کند، مدینه فرو می‌رود. خب، این همه بودند مگر [آنها] دیدند؟ آنها که اطراف مدینه بودند مگر زمین لرزه حس می‌کردند؟! تا چه کسی بخواهد [و] تا چه کسی را بخواهند. حضرت فرمود: «والله» علی‌بن‌ابی‌طالب[علیه السلام] در همان حال سوگند یاد کرد) فرمود: سلمان! قسم به خدا، اگر فاطمه[سلام الله علیها] این تصمیمی که دارد عمل بکند مدینه فرو می‌رود و خسف می‌شود: «فانی أری جنبتى المدینة تکفئان» ،[41] من دیدم دو طرف مدینه دارد می‌لرزد، این مقام است. خب، پس آن طوری که علی‌بن‌ابی‌طالب فاطمه را می‌شناسد(سلام الله علیهما) حتی سلمان هم نمی‌شناسد؛ ولو آن چشم ملکوتی [دارد]، دیگران [هم] نمی‌شناسد.




ـ سرور زنان عالم بین در و دیوار


حالا با این مقام بیایند درب به پهلو بزنند، آتش بیاورند [و] بگویند «بیایید بیرون» وگرنه خانه را آتش می‌زنیم [و] این بین در و دیوار باشد. صاحب این مقام. فرمود: من فکر نمی‌کردم اینها بدون اجازه وارد منزل بشوند (عدهّ‌ای با آتش) گفتند «خانه و اهلش را ما می‌سوزانیم» دستور داده بود به قنفذ(علیه لعائن الله و الملائکة و الناس أجمعین) او «وضرب بالسوط ظهرها و وجنبیها»[42] آن با تازیانه (آن عرب خشن) هم به پشت حضرت، هم به پهلوی راست هم به پهلوی چپ می‌زد. فاصله? منزل علی[علیه السلام] تا مسجد خیلی کم بود، این بی‌بی وقتی به حال آمد [و] دید علی‌بن‌ابی‌طالب[علیه السلام] را کشان کشان بردند. آمد به مسجد سخنرانی کند، در بین راه تنفس کرد، حالتش اجازه نمی‌داد که مستقیماً این راه کوتاه را طی کند با این وضع، و همه تصمیم گرفتند که فاطمه[سلام الله علیها] را بکوبند.




ـ صیانت از دین پیغمبر، دستور رهبران الهی


شما ببینید وجود مبارک امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در دفن فاطمه(سلام الله علیها) چه می‌گوید (حالا آن را عرض می‌کنم) فرمود: آن حنوطی که جبرئیل برای پدرت آورد آن حنوط را بیاورید. قبلاً رفتند شستشو کردند که بدن مطهر آن حضرت تمیز [و] نظیف شده باشد. خیلی به یاد پیغمبر[صلّی الله علیه و آله و سلّم] بود، اما برای دین پیغمبر، مسیر پیغمبر، قرآن پیغمبر تلاش و کوشش زیاد داشت. آن لحظات آخری که فاطمه رفته بود نزد پیغمبر(علیهما الصلاة و علیهما السلام) و خواست آن شعر ابی‌طالب را بخواند، پیغمبر[صلّی الله علیه و آله و سلّم] فرمود: دخترم آن شعر را نخوان [بلکه] این آیه را بخوان که پیغمبر[صلّی الله علیه و آله و سلّم] یک بشری است بالأخره می‌میرد؛ اگر چه او مثل انبیای دیگر ?أَ فَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَی أَعْقَابِکُمْ?[43] او یک رسولی است مانند انبیای دیگر، اگر او بمیرد یا شهید بشود خط او، مسیر او، راه او را عوض نکنید[44] . امروز که سالگشت شهادت بی‌بی است، وصیّت آن بی‌بی نسبت به همه ما همان است که پیغمبر[صلّی الله علیه و آله و سلّم] می‌گفت. پیغمبر[صلّی الله علیه و آله و سلّم] فرمود: من که رحلت کردم، راه من [و] مسیر مرا حفظ کنید [وصیت] فاطمه[علیها السلام] هم همین است که رحلت کرد، راه او، مسیر او حفظ بشود راه او و مسیر او به وسیله? فرزند او امام راحل در این مملکت ترسیم شده است. خدا فرمود: اگر پیغمبر مُرد یا شهید شد، مبادا راهش را عوض کنید [و] این دستور رهبران الهی است. وجود مبارک فاطمه[سلام الله علیها] نام آن حضرت را حفظ می‌کرد.




ـ حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در بستر شهادت


به علی‌بن‌ابی‌طالب فرمود: آن پیراهنی که پدرم پیغمبر را در آن شستید به من نشان بده. امیرالمؤمنین[علیه السلام] می‌گوید: من آن قمیص پیغمبر[صلوات الله علیه] را به او نشان دادم، او بو کرد و حالش عوض می‌شد. من از آن به بعد آن پیراهن را پنهان کردم [و] دیگر نشانش ندادم .[44] در اواخر (همین لحظات آخر) فرشتگانی که یکی پس از دیگری نازل می‌شدند؛ جبرئیل(سلام الله علیه) نازل می‌شد، میکائیل(سلام الله علیه) نازل می‌شد، به او سلام می‌کردند و وجود مبارک بی‌بی می‌فرمود: این جبرئیل است که نازل شده، این حرفها را به من گفت. بعد می‌فرماید: این میکائیل است که نازل شده، سلام کرده، این حرفها را گفت. کم‌کم آن لحظات آخر گفت: این عزرائیل است که آمده، سلام کرده و این آخرین لحظه است. به خدمتگزارش فرمود: من جامه خودم را تمیز کردم، شستم، جامه‌ای در بر کردم در اتاق مخصوص خودم هستم، لحظاتی بعد اگر صدا زدی و من جواب ندادم بدان که من به کوی دوست و به لقای دوست رفتم. همین طور هم شد. حسن و حسین[علیهما السلام] رسیدند [و] یکی دست مادر را می‌بوسد. یکی پای مادر را می‌بوسد. نقل کردند: دستان فاطمه از زیر لباسش به در آمده «الی صدرها»[45] حسن و حسین را روی سینه خودش چسباند. فرشتگان به علی‌بن‌ابی‌طالب گفتند: «یا ابا الحسن ارفعهما عنها فلقد أبکیا والله ملائکه السماوات» ،[46] حَسَنَیْن[علیهما السلام] را از روی سینه? مادر بردار [که] اینها فرشتگان عالم را متأثر کردند، اینها ملائکه را به گریه درآوردند.




ـ وصیت حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)


وجود مبارک علی‌بن‌ابی‌طالب(سلام الله علیه) آمد [و] دید فاطمه? زهرا(سلام الله علیها) رحلت کرده است. زیر بالینش را بلند کرد دید وصیتنامه‌ای است در آنجا نوشته شده، بعد از اینکه آن توصیه‌ها را شفاهاً بیان کردند، این هم وصیتنامه? کتبی است که از آن حضرت مانده؛ اوّل شهادت به وحدانیّت حقّ، به اصول الهی، به مبدأ، معاد، وحی، نبوت، رسالت همه انبیا و رسالت خاتم انبیاء(علیهم الصلاة وعلیهم السلام) این را گفته، بعد به جریان مرگ و قیامت و اینها شهادت داده؛ آن‌گاه در ذیل نوشته شده بود ای علی! تو که وصی من هستی، شب مرا غسل بده، شب کفن کن، شب دفن کن .[47] مکرر فرمود: آنها که مرا آزار کرده‌اند، راضی نیستم در مراسم من شرکت کنند. قبرش برای همه مجهول است [و] فقط برای معصومین است که معلوم است. هیچ کس، هیچ عالمی، هیچ محققی[نمی‌دانند]، خیلیها تلاش و کوشش تحقیقی و تاریخی کردند که بفهمند قبر این بانو کجاست، بالأخره نفهمیدند و معلوم نشد، تا صاحب اصلی‌اش بیاید و قبر مادرش را مشخص کند.




- ذکر مصیبت


امیرالمؤمنین[علیه السلام] طبق وصیت فاطمه(سلام الله علیها) مراسم تجهیز و تغسیل را به تأخیر انداخت، تا شب شخصاً این کارها را کرد. در هنگام غسل دادن دستش به برآمدگی پهلو یا بازو رسید و گریه کرد؛ من محرم‌ترین افراد به فاطمه[علیها السلام] بودم، تا حال به من نگفته است [که] این قسمت از بدن او آماس دارد؛ لذا بعد از دفن رو به قبر مطهر پیغمبر[صلّی الله علیه و آله و سلّم] کرد [و] عرض کرد: این به تو ملحق شده است. این مقام شامخ زهرا از بیان علی(علیهما الصلاة وعلیهما السلام) است. «وَ ستنبئکَ إبنَتُکَ» ؛[48] مگر هر کسی مهمان پیغمبر[صلّی الله علیه و آله و سلّم] می‌شود، مگر هر کسی با پیغمبر محشور می‌شود، این مقام برای فاطمه و اهل‌بیت[علیهم السلام] است. عرض کرد. یا رسول الله! فاطمه می‌آید و جریان را یکی پس از دیگری به عرض شما می‌رساند که ما هر مصیبتی را برای حفظ دین تحمل کرده‌ایم و چیزی را فروگذار نکرده‌ایم. همه جمع شدند که فاطمه را بکوبند «وَ ستنبئکَ إبنَتُکَ» بعد می‌گوید: «فاحفها السؤال و استخبرها الحال» به تو می‌گوید «بتضافر امتک علی هضمها» ؛[49] همه جمع شدند که او را بکوبند؛ چون می‌د‌انستند مقام فاطمه?[سلام الله علیها] مقامی است که اگر محفوظ بماند، ولایت محفوظ می‌ماند، امامت محفوظ می‌ماند. او را در هم کوبیدند تا ولایت و امامت را زیر سؤال ببرند. همه این مطالب را دخترت با تو در میان می‌گذارد؛ آن‌گاه عرض کرد: اگر من اینجا بنشینم، نه برای آن است که در برابر قضای الهی عاجزم و صابر نیستم و اگر برخیزم [و] بروم، نه برای آن است که قدرت صبر ندارم «هاجَ به الحزنُ» ،[50] از کنار قبر فاطمه‌ای که فقط خود اهل بیت(علیهم السلام) می‌دانند، خداحافظی کرد و از کنار قبر با یک اندوهی برگشت و بچه‌ها را هم با تجلیل از کنار قبرِ مادر به دور برد و به همراه خود به منزل برد. اما «لا یوم کیومک یا ابا عبدالله»[51] بچه را در کمال مهربانی از کنار نعش پدر و مادر، از کنار قبر پدر و مادر باید دور برد؛ اما دختر ابی‌عبدالله[سلام الله علیه] در کنار نعش پدر می‌گفت: من همین جا می‌مانم، «فإجتمعت عدة من الاعراب حتى جرّوها عنه» ؛[52] عدّه‌ای از سربازان عمر سعد کشان کشان دختر ابی‌عبدالله را از کنار نعش پدرش …
«السلام علیکم یا اهل بیت النبوة ومعدن الرسالة ومختلف الملائکة ومهبط الوحى ومعدن الرحمة ورحمة الله وبرکاته»


نسئلک اللهم و ندعوک بإسمک العظیم الأعظم الأعز الأجل الأکرم یا الله …
پروردگارا! تو را به اسمای حسنایت قسم، تو را به صُحف آسمانی‌ات قسم، تو را به انبیا و اولیایت قسم، تو را به قرآن و عترتت قسم، توفیق درک معارف الهی و عمل صالح و حُسن عاقبت را به همه? ما مرحمت بفرما!
امر فرج ولی‌ات را تسریع بفرما!
نظام اسلامی، مقام معظم رهبری، مراجع تقلید، حوزه‌های فقهی [و] فرهنگی ـ دانشگاهی همه را در سایه? امام زمان حفظ بفرما!
دولت ما، ملّت ما، مملکت ما، امیّت ارضی ما، جوانهای ما، همه را در سایه? امام زمان حفظ بفرما!
مشکل اشتغال، تورم، اقتصاد، مسکن، ازدواج، برای همه حل بفرما!
بین ما و قرآن و عترت جدایی نینداز!
ارواح مؤمنین، مخصوصاً امام راحل و شهدا را با انبیا محشور بفرما!
خطر بیگانگان مخصوصاً استکبار جهانی و صهیونیست را به خود آنها برگردان!
نهضتهای آزادی‌بخش جهان اسلام، مخصوصاً انتفاضه? مسلمانهای فلسطین را به پیروزی نهایی برسان!
پایان امور همه را ختم به خیر بفرما!
«بالنبی و آله و عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان»




معرفی کتاب


در آخر هم با معرفی یک کتاب مطلب مان را به اتمام میرسانیم:




- زندگی نامه : شرح تفصیلی درباره زندگی نامه حضرت فاطمه زهرا (س)‌
- کتابخانه : شامل چهارده عنوان کتاب درباره زندگی نامه ، فضایل و مصائب حضرت فاطمه(س) غصب باغ فدک
- احادیث : شامل 40 حدیث گهربار از حضرت زهرا (س)
- حکایات : شامل دهها حکایت از زندگی حضرت زهرا (س)
- مقالات : شامل 71 مقاله درباره زندگی و فضایل حضرت زهرا (س)
- پرسمان : شامل 83 سوال و پرسش و شبهه درباره زندگی حضرت (س)
- اشعار : دهها عنوان شعر در مدح و مرثیه صدیقه کبری
- پیامک : شامل دهها پیامک به مناسب شهادت حضرت زهرا (س) با قابلیت ارسال




التماس دعا



 


پاورقی: ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


1/ سخنرانی حضرت آیت الله جوادی آملی در سالروز شهادت ام ابیها حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
 2  ـ سوره? تحریم، آیه? 11/
 3  ـ سوره? تحریم، آیه? 12/
 4  ـ سوره? بقره، آیه? 14/
 5  ـ سوره? فصلت، آیه? 30/
 6 ـ بحار الانوار، ج 75، ص 153؛ «… فقال(علیه السلام): أنا اقول: لیس العجب ممّن نجا کیف نجا و أما العجب ممن هلک کیف هلک مع سعة رحمة الله».
 7 ـ بحارالانوار، ج 75، ص 139؛ تحف العقول، ص 281؛ «یا سوأتاه لمن غلبت إحداثه عشراته یرید أن السیئة بواحدة و الحسنة بعشرة».
 8 ـ وسائل الشیعه، ج 17، ص 73؛ عوالی اللآلی ج 1، ص 67/
 9  ـ سوره? فصلت، آیه? 30/
 10 ـ ر . ک: اصول کافی، ج 1، ص 34؛ بحار، ج 29، ص 220/
 11 ـ کافی، ج1، ص 416؛ «لو لا أنّ الله تبارک و تعالی خلق امیرالمؤمنین(علیه السلام) ما کان لها کفو علی ظهر الأرض من آدم و من دونه».
 12  ـ بحار الأنوار، ج43، ص25/
 13  ـ کشف الغمه، ج 1، ص 453//
 14 ـ کشف الغمه، ج 1، ص 453/
 15  ـ سوره? فصلت، آیه? 30/
 16  ـ سوره? فصلت، آیه? 30/
 17  ـ سوره? فصلت، آیه? 30/
 18  ـ کافی، ج1، ص241/
 19 ـ کافی، ج 1، ص 240/
 20  ـ سوره? انعام، آیه? 61/
 21  ـ سوره? مائده، آیه? 3/
 22 ـ ر . ک: اصول کافی، ج 1، ص 238؛ بابٌ فیه ذکر الصحیفة و الجفر و الجامعة و مصحف فاطمه(ع).
  23 ـ حضرت امیرمؤمنان(علیه السلام) در حدیث اربعمائه، بعد از سفارش به گفتار خوب در مراسم تجهیز مردگان، چنین فرموده است: «فإنّ فاطمة بنت محمّد ـ(صلّی الله علیه و آله و سلّم) ـ لما قُبض أبوها ساعدتها جمیع بنات بنی‌هاشم؛ فقالت: دعوا التعداد و علیکم بالدعا» (الخصال، ج2، ص 618)؛ یعنی حضرت زهرا(علیها السلام) بعد از ارتحال رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) به زنان بنی‌هاشم که او را در ماتم یاری می‌کردند و زینتها را رها کرده و لباس سوگ در پر نموده، مرثیه می‌خواندند، فرمود: این حالت را رها کنید و بر شماست دعا و نیایش.
  24 ـ سوره? قصص، آیه? 7/
  25 ـ جامع الأخبار، ص94/
  26ـ شنوائیدن عمل خیر خود را به مردم؛ فرهنگ دهخدا.
  27 ـ سوره? فصلت، آیه? 30/
  28 ـ سوره? مدثر، آیه? 31/
  29ـ مناقب ابن‌شهرآشوب، ج 2، ص 118؛ بحار، ج 41، ص 32/
  30 ـ بحار الأنوار، ج14ن ص206/
  31 ـ سوره? آل‌عمران، آیه? 42/
  32ـ بحار الانوار، ج 14، ص 206/
  33ـ بحار الانوار، ج43، ص172؛ امالی شیخ صدوق، ص 112، مجلس 24؛ «و أما ابنتی فاطمة فانها سیدة نساء العالمین من الأولین و الآخرین …».
  34 ـ سوره? آل‌عمران، آیه? 42/
  35ـ بحار الانوار، ج 14، ص 206/
  36ـ احتجاج، ج 1، ص 86؛ بحار الانوار، ج 28، ص 206/
  37ـ احتجاج، ج 1، ص 86؛ بحار الانوار، ج 28، ص 206/
  38ـ بحار الانوار، ج 28، ص 228/
  39ـ بحار الانوار، ج 28، ص 228/
  40ـ بحار الانوار، ج 28، ص 228/
  41ـ ر.ک: بحار الانوار، ج 28، ص270
  42 ـ سوره? آل‌عمران، آیه? 144/
  43ـ بحار الانوار، ج 22، ص 470/
  44ـ بحار الانوار، ج 43، ص 157/
  45 ـ بحار الأنوار، ج43، ص179/
  46 ـ بحار الأنوار، ج43، ص179/
  47ـ بحار الانوار، ج 43، ص 214/
  48ـ نهج‌البلاغه، خطبه? 202/
  49ـ نهج‌البلاغه، خطبه? 202/
  50 ـ بحار الأنوار، ج43، ص 211/
  51 ـ بحار الأنوار، ج45، ص 218/
  52 ـ لهوف، ص134/


و مجله الکترونیکی اسراء



[ پنج شنبه 29/2/91 ] [ 11:53 صبح ] [ سیدمرتضی ناصری کرهرودی از اراک معلم باز نشسته ] [ نظر ]

سرّ نامهای حضرت فاطمه (علیهاالسلام) چیست؟




جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 14:30



 


سرّ نامهای حضرت فاطمه (علیهاالسلام) چیست؟




از اسم به معنی نشانه و اسم گذاری نوعی نشانه گذاری است. از نظر علمی نوع اسم در شخصیت حال و آینده فرد بسیار مؤثر است و از نظر روان موجب نوع احساس نیک یا بد، حرکت یا رکود، رشد یا انحطاط است و به همین خاطر در اسلام راجع به آن توصیه های بسیاری شده است.



اسلام خواسته است برای فرزندان نامی را برگزینند که سازنده و رشد دهنده باشد، وابستگی او را به مکتبی و اندیشه ای نشان دهد، موجب احساس غرور و سرافرازی او در حال و آینده باشد، او را به موضعگیری ویژه و مثبتی وا دارد، حتی در مواردی خط فکری و سیاسی آدمی را در حفاظت و احیای یک اندیشه نشان دهد.

رسول خدا به تناسب ابعاد متعدد شخصیتی فاطمه(سلام الله علیها) او را به اسامی و القاب متعددی می نامید که همه آنها زیبایند و غرور آفرین، رنگ مکتب و اندیشه اسلامی دارند و هر کدام به مناسبتی و در جائی به کار می رفته اند و یا نوعی از حالات و صفات فاطمه(سلام الله علیها) را نشان می دادند.

نام های مبارک حضرت زهرا(سلام الله علیها)

امام صادق(ع) می فرمایند: حضرت فاطمه‏ ى زهراء(سلام الله علیها) در پیشگاه خداوند نه اسم مخصوص دارد: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهراء.

به تصریح امام صادق(علیه السلام) ، حضرت فاطمه(سلام الله علیها) نه اسم مخصوص، در پیشگاه خداوند متعال دارد، لذا یکى از کنیه‏هاى آن حضرت «اُمّ‏الأسماء» است. یعنى بانویى که اسامى فراوان دارد. و این مطلب، دلالت بر عظمت روحى صدیقه کبرى(س) مى‏کند، زیرا ایشان زن نمونه بودند. زن نمونه یعنى انسانى کامل که براى بشریت الگو و سرمشق مى‏باشد، لذا همه‏ى صفات عالى انسانى در ایشان جمع بود و حضرت زهرا(س) در برابر هر صفت نیک، داراى لقبى خاص بودند.

چرا فاطمه ؟

حضرت فاطمه ‏ى زهرا(سلام الله علیها) یک نام رسمى داشت که همان فاطمه مى‏باشد. این نام را پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) هنگام تولد به امر خداوند براى دخترش برگزید.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: او و شیعیانش از آتش جهنم قطع شده‌اند و فاطمه به معنای قطع ‌شده و بریده است به همین سبب به این نام برگزیده شده اند. همچنین امام صادق (علیه السلام) فرمودند: زیرا او از هر شر و بدی بریده شده است و نیز چون مردم از رسیدن به معرفت کامل او قطع شده اند به این نام نامگذاری شده اند.

چرا صدیقه ؟

زیرا او هرگز در زندگی جز راست نگفت و هر آنچه پدر بزرگوارش فرمود، تصدیق کرد.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به امیرالمؤمنین فرمودند: یا علی، من به فاطمه سفارش‌هایی کرده ام که به تو بگوید. او هر چه گفت بپذیر، زیرا او راستگوست، بسیار راستگو.

چرا مبارکه ؟

برکت به معنای خیر فراوان است و از فاطمه نسل فراوانی به عالم اسلام هدیه شده است. لذا در بعضی از تفاسیر آمده است که در آیه ی انا اعطیناک الکوثر منظور، فاطمه (س) است.

چرا طاهره ؟

امام باقر(علیه السلام) فرمودند: زیرا او از هر ناپاکی ظاهری و هر گونه ناپاکی دامن، مبری است.

و نیز طبق روایات متعدد، آیه تطهیر انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا درباره حضرت فاطمه(س) نازل شده است. پس ایشان طاهره است زیرا هر گونه رجس و پلیدی و ناپاکی از وجود مقدسش دور است.

چرا زکیه ؟

زکاة هم به معنای رشد و نمو و هم به معنای طهارت است، بنابراین زکیه هم یعنی از فاطمه نسل پرباری پا به عرصه وجود گذاشت و هم اینکه او وجودی است پاک و طاهر.

چرا راضیه ؟

زندگی کوتاه حضرت فاطمه با غم و اندوه و نیز با تلاش و سختی همراه بود. او زندگی بسیار مشکلی را پشت سر گذاشت ولی هرگز لب به شکایت باز نکرد، بلکه همواره خدای بزرگ را شکر می‌کرد و راضی بودند.

روایت شده روزی رسول خدا حضرت فاطمه را دید که لباس خشنی بر تن داشت و با دست‌های مبارکش آسیاب می‌کرد در حالیکه طفل کوچک خود را هم شیر می‌داد. رسول خدا گریان شد و فرمود: ای دخترکم، تلخی این دنیا را بچش، برای رسیدن به شیرینی آخرت.

حضرت فاطمه(سلام الله علیها) نه تنها لب به شکایت باز نکرد، بلکه عرض کرد: ای رسول خدا، من خدا را برای نعمتهایش سپاسگزارم.

و نیز روزی حضرت علی(علیه السلام) از رسول خدا خواست اگر ممکن باشد برای فاطمه مستخدمی بگیرد، اما رسول خدا(صلی الله علی و آله) تسبیح فاطمه(علیها السلام) را به آنها تعلیم فرمود. حضرت زهرا پس از شنیدن این دستور به پیغمبر اکرم سه بار فرمود: من از خدا و رسولش راضیم.

چرا مرضیه ؟

تمام کارهای حضرت فاطمه(سلام الله علیها) مورد رضایت خدا و رسول او بود. رسول خدا هیچ گاه بر فاطمه غضب نکرد، به او خرده نگرفت و برعکس، گاهی می‌فرمود: پدرش به قربانش.

این چنین است که رسول خدا رضای فاطمه را رضای خدا می‌دانست و می‌فرمود: خدا از غضب فاطمه غضب می کند و از رضایت او راضی می‌شود.

چرا محدثه ؟

امام صادق (علیه السلام) در این مورد فرمود: زیرا ملائکه از آسمان فرود می‌آمدند و با او سخن می‌گفتند.

در فرهنگ اسلامى محدثان راستین همواره از حرمت و منزلت ویژه اى برخوردار بوده اند، محدثان و راویان در حفظ و حراست از گنجینه هاى معارف و ارزشهاى دینى و ذخایر گرانمایه مکتب تشیع و رشد و تعالى فرهنگ غنى اسلامى نقش اول را داشته اند و حامل ودایع و امانتهاى گرانقدر الهى و رازدار اسرار آل رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بوده اند.

چرا زهرا ؟

امام صادق(علیه السلام) فرمودند: زیرا نور آن بانوی مکرمه در یک روز سه بار برای امیرالمؤمنین می‌درخشید، و چون در محراب عبادت می‌ایستاد نور درخشنده او برای اهل آسمان نمایان می شد همانگونه که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد.

برخی نامهای دیگر حضرت فاطمه (سلام الله علیها) عبارتند از:

حصان به معنای محفوظ، حره به معنای آزاده، سیده یعنی بانوی محترم، عذراء یعنی پرده نشین، بوده و نام آن بانو در آسمان، منصوره یعنی یاری‌شده یاد شده است.

[ پنج شنبه 29/2/91 ] [ 11:46 صبح ] [ سیدمرتضی ناصری کرهرودی از اراک معلم باز نشسته ] [ نظر ]

 





 


گزیده سخنان حضرت فاطمه زهرا (س)


 


 


گزیده سخنان حضرت فاطمه زهرا (س)

 


1ـ نـرمخـویـى در مقـابل دیگـران و احتـرام به زنـان


پیامبـراکـرم (ص) فـرمـوده است: بهترین شما نرمخـوترین شما به اطرافیان و بزرگوارترین شما به زنان است. (مسند فاطمه الزهراء (س) ، ص 221)


2ـ على (ع) رهبر و پیشوا


پیامبر اکرم (ص) فرمود:


هر که من سرپرست اویم، پس على سرپرست اوست و هر که را من رهبر اویم ، پس على رهبر اوست. ( بهجه ، ج 1، ص 285. )


3ـ على (ع) بهترین داور


گروهى از فرشتگان درباره ی چیزى با یکدیگر مشاجره نمودند، حاکم و داورى را از بنى آدم تقاضا کردند، خداوند متعال به آنها وحى فرمود که خـودتان انتخاب کنید و آنان على ابن ابیطالب را برگزیدند. ( بهجه ، ج 1، ص 306 )


4ـ داناترین و نخستین مسلمان


رسول خدا (ص) به مـن فرمودند: شوهر تو در دانش داناترین مردم و نخستین مرد مسلمان و در بردبارى برترین مردم است. ( بهجه، ج 1، ص 302)


5ـ کمک به ذرارى ( فرزندان ) پیامبر


پیامبر اکرم (ص) فرمود:هرکسى براى فردى از فرزندان من کارى انجام دهد و بر آن کار پاداشى نگیرد. مـن پاداش دهنـده او خـواهـم بـود. ( بحـارالانوار، ج 96، ص 225)


6 ـ على و شیعیان


پیامبر خدا (ص) به على(ع) نگریست و فرمـود: این شخص و پیروانش در بهشت اند. ( احقاق الحق، ج 7، ص 308)


7 ـ شیعه على در قیامت


پیـامبـر خـدا به علـى(ع) فـرمـود: اى ابـاالحسـن ، آگـاه بـاش که تو و پیروانت در بهشت هستید. ( احقاق الحق ، ج 7، ص 307)


8 ـ پیامبر در جمع اهل بیت


بر رسول خدا(ص) وارد شدم، جامه اى را گستراند و فرمود: بنشین. در این وقت حسن(ع) آمد ، فرمـود: نزد مادرت بنشیـن، بعداً حسیـن (ع) آمـد. فـرمـود: با اینها بنشین. پـس على (ع) آمد . فرمود: تـو نیز با اینان بنشیـن، آن گاه اطراف جامه را گرفت و روى ما انداخت.( بهجه ،ج 1، ص 277)


9ـ نتیجه صلوات بر زهراء(س)


رسـول خدا(ص) به مـن گفت: اى فاطمه هر که بر تـو صلـوات فرستـد، خداوند او را بیـامـرزد و به مـن ، در هـر جـاى بهشت بـاشـم ملحق گـردانـد. ( بهجه ، ج 1، ص 287 )


10 ـ حجاب فاطمه


پیامبـر اکـرم (ص) همـراه بـا مرد نابینایى به خانه فاطمه(س) آمد، بلافاصله فاطمه(س) خود را کاملاً پوشاند. رسول خدا(ص) فرمود: چرا خود را پوشاندى با ایـن که او تـو را نمى بیند؟ فاطمه (س) فرمـود: اى پیامبر خدا اگر او مرا نمـى بیند، مـن که او را مى بینـم و او بوى مرا حس مى کند پیامبر اکرم فرمود: گواهى مى دهـم که تو پاره دل منى . ( همان ، ج 1، ص 274.)


11 ـ نتیجه سلام و تحیت بـر رسـول خـدا و دختـرش زهـراء


پدرم در زمان حیاتش به من فرمود: هـر که بـر مـن و تـو تا سه روز تحیت و سلام بفرستد، بهشت بر او واجب گـردد. ( همان، ج 1، ص 267)


12 ـ پیامبر ، پدر فرزندان زهرا


فـاطمه (س) از پیـامبـر اکـرم نقل کـرده که فـرمـود:


همانا خـداوند عزوجل ذریه هر یک از فرزندان مادرى را سبب ارتباط و خـویشاوندى قرار داده که به وسیله آن ذریه به او منسـوب مى شوند مگر فرزندان فاطمه که مـن سـرپـرست و خـویشـاونـد آنها هستـم (و به مـن منسـوب مـى شـونـد). ( فـرائد السمطین، ج 2، ص 77)


 


 


گزیده سخنان حضرت فاطمه زهرا (س)

 


13 ـ خوشبخت واقعى


فاطمه (س) از پیامبراکرم(ص) نقل کرده که فرمود: این جبرئیل (ع) است که مرا خبر مى دهد: همانا خـوشبخت واقعى کسـى است که على را، در زندگى ام و پس ازمرگم دوست داشته باشد. ( بهجه، ج 1،ص 271)


14 ـ بخشى از خطبه زهرا (س)


حضـرت زهـرا(س) در آن سخنزانـى معروفـش در مسجـد فـرمـود:


خـداونـد ایمـان را بـراى تطهیـر شمـا از شـرک قـرار داد،


و نماز را براى پاک شدن شما از تکبر،


و زکـات را بـراى پـاک کـردن جـان و افزونـى رزقتان،


و روزه را براى تثبیت اخلاص،


و حج را براى قوت بخشیدن دین ،


و عدل را براى پیراستن دلها،


و اطاعت ما را براى نظم یافتن ملت،


و امـامت مـا را بـراى در امـان مـانـدن از تفرقه،


و جهاد را براى عزت اسلام،


و صبر را براى کمک در استحقاق مزد،


و امـر به معروف را بـراى مصلحت و منـافع همگـانـى ،


و نیکـى کـردن به پـدر و مـادر را سپـر نگهدارى از خشـم ،


و صله ارحام را وسیله ازدیاد نفرات،


و قصاص را وسیله حفظ خون ها،


و وفـاى به نذر را بـراى در معرض مغفـرت قـرار گـرفتـن ،


و به انـدازه دادن تـرازو و پیمـانه را بـراى تغییـر خـوى کـم فـروشـى،


و نهى از شـرابخـوارى را بـراى پـاکیزگـى از پلیـدى ،


و دورى از تهمت را بـراى محفـوظ مـاندن از لعنت،


و تـرک سـرقت را بـراى الزام به پـاکـدامنى ،


و شـرک را حـرام کـرد بـراى اخلاص به پـروردگـارى او ،


بنابـرایـن ، از خـدا آن گـونه که شایسته است بتـرسید و نمیرید، مگر آن که مسلمان باشید،


و خـدارا در آنچه به آن امر کرده و آنچه از آن بازتان داشته است اطاعت کنید،


زیرا که "از بندگانـش ، فقط آگاهان، از خـدا مـى ترسند."( سـوره فاطر آیه28 )  (احتجاج طبرسى ، ص 99، چاپ سعید.)


15 ـ موقعیت اهل بیت در نزد خدا


خـدایـى را حمـد و سپاس گـوییـد که به خاطـر عظمت و نـورش هر که در آسمان ها و زمیـن است به سوى او وسیله مى جـوید، و ما وسیله او در میان مخلوقاتـش و خاصان درگـاه و جـایگـاه قـدس او و حجت غیبـى و وارث پیـامبـرانـش هستیـم. ( فـاطمه الزهـراء بهجه قلب المصطفـى، ج 1، ص 265)


16  ـ دستورالعملى جامع


در وقتى که بستر خواب را گسترده بودم ، رسول خدا(ص) بر من وارد شد ، فرمـود:


اى فـاطمه نخـواب مگـر آن که چهار کار را انجـام دهـى: قـرآن را ختـم کنـى، و پیامبران را شفیعت گردانى، و مؤمنیـن را از خود راضى کنى، و حج وعمره اى را به جا آورى. ایـن را فرمـود و شروع به خـواندن نماز کرد، صبر کردم تا نمازش تمام شد، گفتـم: یا رسول الله به چهار چیز مرا امر فرمودى در حالى که بر آنها قادر نیستم آن حضرت تبسمى کرد و فرمود:


چون قل هو الله را سه بار بخوانى مثل این است که قرآن را ختم کرده اى و چون بر من و پیامبران پیش از من صلوات فرستى، شفاعت کنندگان تو در روز قیامت خواهیـم بود، و چون براى مؤمنیـن استغفار کنى ، آنان همه از تو راضى خواهند شد، و چون بگـویـى: سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر حج و عمره اى را انجام داده اى. (بهجه ، ج 1، ص 304)


17  - زیان بخل


پیامبراکرم (ص) فرمـود:از بخل ورزیدن بپرهیز، زیرا که بخل آفتى است که در شخص بزرگـوار نیست. از بخل بپـرهیز، زیـرا که آن درختـى است در آتـش دوزخ که شاخه هایـش در دنیاست و هـر که به شاخه اى از شـاخه هـایـش درآویزد داخل جهنمـش گرداند. ( همان، ج 1، ص 266)


18  ـ نتیجه سخاوت


پیامبراکـرم (ص) به مـن گفت: بـرتـو باد سخاوت ورزیدن، زیرا کـه سخاوت درختـى از درختـان بهشت است که شاخه هایـش به زمیـن آویخته است ، هر که شاخه اى از آن را بگیـرد او را به سـوى بهشت مـى کشـانـد. ( بهجه، ج 1، ص 266)


19 ـ سحر خیزى


رسول خدا (ص) بر من گذشت ، در حالى که در خواب صبحگاهى بودم، مرا با پایـش تکان داد و فرمـود: دختـرم بـرخیز شاهـد رزق و روزى پـروردگارت باش و از غافلان مباش . زیرا که خـداوند روزی هاى مردم را بیـن طلوع فجر تا طلـوع آفتاب تقسیـم مى کند. (مسند فاطمه الزهراء، ص 219 )


20  ـ زمان استحابت دعا


رسول خدا(ص) فرمود: در روز جمعه ساعتى است که بنده مسلمان در آن وقت چیزى از خدا نخواهد مگر آن که خداوند به او عطا گرداند و آن وقتى است که نیمه خـورشید به سوى مغرب نزدیک گردد. ( مسند فاطمه الزهراء ، ص 221)





[ چهارشنبه 21/2/91 ] [ 11:11 عصر ] [ سیدمرتضی ناصری کرهرودی از اراک معلم باز نشسته ] [ نظر ]
   1   2   3      >
.: Weblog Themes By Pichak :.

لینک دوستان
امکانات وب